تبليغاتX
سول(sawl) - "مقدمه ای بر نقش همکاری بلوچ ها در پیشبرد سیاست قاجاریه در بلوچستان"
نشریه فرهنگی.ادبی و اجتماعی(بلوچی-فارسی)دانشجویان بلوچ دانشگاه سیستان و بلوچستان

 شهباز خان با سیصد جمازه سوار بزمانی، ابوالقاسم خان گروهی را که برای گسترش دولت مرکزی در بلوچستان مأمور شده بود، یاری داد.(2)(1220 ق) در همین سال مهراب خان حاکم بمپور پانصد جمازه سوار برای راهنمایی و مساعدت نیروهای دولتی در اختیار ابوالقاسم خان نهاد و سیورسات و آذوقه ی این نیروها را مهیا کرد. در دوره ی پادشاهی محمد شاه(1264 1250ق)، دولت انگلیس و کارگزاران حکومت هندوستان بعد از پایان محاصره ی هرات در سال 1254ق. توسط نیروهای ایران،  رابطه ی سیاسی خود را با ایران قطع کردند و جاسوس های انگلیس به شیوه های مختلفی در ایران فعالیت کردند و برای اینکه دولت ایران نتواند در شرق ایران نفوذ خود را گسترش دهد، موجبات شورش ها و طغیان هایی را در ایران فراهم کردند که سالها ادامه یافت. از جمله این اقدامات، حمایت آنان از آقاخان و تحریک او به فعالیت برای جدایی بلوچستان از ایران بود. پایان دادن به شورش خطرناک آقاخان که قصد جدایی کرمان و بلوچستان را داشت، فقط با همراهی بلوچ ها میسر شد. این توطئه که توسط انگلیسی ها طراحی شده بود ناکام ماند.

 به دنبال بی نتیجه ماندن اقدامات نظامی به اتکاء نیروهای اعزامی از تهران و کرمان، دولت مرکزی ایران متوجه اهمیت مشارکت سرداران بلوچ در ایجاد امنیت در بلوچستان و سرکوب شورش آقاخان توسط آنان شد و از این زمان است که حاکمان محلی بلوچستان مورد توجه قاجارها قرار گرفتند. در سال 1262ق. پس از طولانی شدن محاصره ی ابوالحسن خان برادر آقاخان در قلعه بمپور و ناکامی فضعلی خان برای دستگیری وی، شاهد تلاش دولت مرکزی در بهره گیری از سرداران بلوچ ناحیه سرحد هستیم. در این سال فضلعلی خان حاکم کرمان و بلوچستان با سرداران ناحیه سرحد بلوچستان دیدار کرد و مقرر شد که یک نیروی دائمی پانصد نفری از بلوچ های سرحد به منظور جلوگیری از "دست اندازی به مال و اموال قوافل و مترددین و عابرین از حدود سیستان و لوط به سمت نرماشیر و لوط سمت جنیص الی برج دهنه ی راور کرمان زمین الی حول و حوش دارالعباد یزد تشکیل شود.(3)"

با متعهد شدن امیر مدد خان سرحدی و تمامی ریش سفیدان و بزرگان ناحیه سرحد و تشکیل نیروی نظامی از میان آن ها، نه تنها امنیت این نواحی تأمین شد، بلکه این نیرو نقش اصلی را در سرکوب برادران آقاخان (محمد باقرخان و ابوالحسن خان) داشت و خود آقاخان در کتاب خاطرات خود(4)یکی از علل ناکامی براذرانش را "نفاق خوانین بلوچیه و نوکرها بعد از اقتدار و تحریک نمودن بعضی از سالارهای سرحد" می داند.

در این پیمان چهار تن از سرداران ناحیه سرحد در بلوچستان، متعهد شده بودند که در صورت وقوع دزدی در قلمرو آنها از غرامت مال مسروقه ی چپاول شده بر آمده و به نحوی که سرکار بیگلر بیگی و کارگزاران دیوان همایون اعلی بخواهند، مؤاخذه و سیاست نمایند.(5)

در ابتدای دوره ی ناصرالدین شاه که برای مدت کوتاهی سیاست سرکوب و غارت در بلوچستان کنار گذاشته شد، شاهد اعلام اطاعت بسیاری از حاکمان محلی بلوچستان از دولت مرکزی هستیم به گونه ای که در دوره ی حاکمیت محمد حسن خان سردار ایروانی بر کرمان و بلوچستان، "چند تن از خوانین بلوچستان که اغلب اوقات در مقام دورگردی و معادت بودند در این اوقات خود آنها به طیب خاطر طالب خدمت و بندگی این دولت شده(6)" و نزد موسی خان، سرحددار بم و بلوچستان آمده بودند و "مستدعی استمالت و اطمینان شده بودند."

بر خلاف اعلام اطاعت سرداران بلوچ، سیاستی که حاکمان کرمان و بلوچستان در برابر آن ها در پیش گرفتند، سیاستی متناسب با خدمات آنها در برابر دولت مرکزی نبود. گزارش های متعددی در دست است که در این سال ها بسیاری از حاکمان محلی بلوچستان به منظور شکایت از تعدیات حکام وقت کرمان، به کرمان و تهران مراجعه نموده اما همگی        بی نتیجه باز گشته اند و حتی عده ای از آنها پس از سرخوردگی و نا امیدی از حکومت قاجار، بلوجستان را ترک کرده و به آن بخش از بلوچستان که دولت مرکزی ایران نفوذی در آن نداشت، رفته اند(7). مهم ترین و مؤثرترین همکاری سرداران بلوچ در دوره ی قاجار، به هنگام تشکیل کمیسیون تعیین حدود مرزی بین دولت ایران و خان نشین کلات، انجام شد. در این کمیسیون که انگلیسی ها به ظاهر نقش میانجی و واسطه را بازی می کردند و در واقع طرف اصلی اختلاف بودند، یکی از معیارها برای تعیین حدود "تمایلات رؤسای محلی" دانسته شده بود(8). به گونه ای که در صورت اظهار تمایل حاکمان محلی این مناطق به خان نشین کلات که مورد حمایت انگلیسی ها بود، ممکن بود که بخش هایی از خاک ایران در بلوجستان به خان نشین کلات واگذار شود. اما در چنین شرایطی نه تنها این اظهار تمایل به خان نشین کلات از جانب خوانین بلوچستان ایران صورت نگرفت، بلکه شماری از سرداران بلوچ آن بخش از بلوچستان که نفوذ قاجار ها در آن توسعه نیافته بود، برای حفظ حقوق ایران در آن ناحیه اظهار تمایل کرده بودند(9).

بسیار جالب است که این اعلام آمادگی ها در شرایطی صورت می گرفت که حاکمان قاجاری سیاست های خشنی را در این منطقه در پیش گرفته بودند. از جمله تلاش های مردم بلوچستان به هنگام تشکیل کمیسیون مرزی  به منظور حفظ حقوق ایران، می توان به تصرف کوهک اشاره کرد، هر چند در نقشه ی تهیه شده توسط گلداسمید، نماینده ی انگلستان در کمیسیون، این بخش از ایران که امروزه شرقی ترین نقطه ی مرزی به حساب می آید، در قلمروی خان کلات داخل شده بود، اما با تلاش مردم این بخش از ایران و همکاری ابراهیم خان حاکم بم و بلوچستان به عنوان بخشی از خاک ایران باقی ماند(10) و حفظ این منطقه در قلمروی ایران در آن شرایط، نشان روشنی است از مهر وطن نزذ بلوچ ها و هویت ایرانی آنها.

 


1.نگاه کنید به نشریه ی فرهنگ ایران زمین، جلد28(کتابچه های بلوچستان) به کوشش ایرج افشار و خالقدادآریا.

2.همان،ص247.

3.اداره اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه، اسناد سال1263ق. کارتن5-پوشه40،ص1.

4.حسینی، محمد حسن(معروف به آقاخان محلاتی) عبرت افزا، به اهتمام حسین کوهی کرمانی، تهران، بی نا، 1325.ص73.

5.سند ذکر شده در مورد3.

6.رساله ی جغرافیا و تاریخ بلوچستان، به چاپ رسیده در ج28 فرهنگ ایران زمین، ص274.

7.همان، ص216و233.

8.نامه ی محرمانه حکومت هند به گلداسمید به تاریخ ژانویه1871، به نقل از امیران مرزدار و مرزهای خاوری ایران،ص347.

9.نامه ی میرزا معصوم خان به وزیر امور خارجه،24ذی الحجه 1287، ک13،پ17ص9 و نامه مورخ 19ربیع الأول، اسناد سال1288ق-ک13، پ25.ص43.

10.سپاهی، عبدالودود، بلوچستان در عصر قاجار(قم، گلستان معرفت،1385)ص170.

 

+ نوشته شده در  شنبه 25 خرداد1387ساعت 11:56  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  |