X
تبلیغات
وبلاگ علمی - فرهنگی - اجتماعیlسول (sawl)
سول به دلیل عدم انتشار. از گاهنامه به وبلاگ علمی - فرهنگی - اجتماعی(بلوچی-فارسی) تغییر رویه می دهد.

باسمه تعالی                                       29/11/1392

دو برگ

مدیریت محترم اداره کل آموزش و پرورش سیستان و بلوچستان، جناب آقای نخعی

با سلام و آرزوی توفیق، همان گونه که شاهد هستید، آموزش و پرورش در استان از جایگاه مطلوبی برخوردار نیست، لذا باید تحرکی بلاخص در زمینه مسائل مربوط به نوآوری و پژوهش انجام شود، لذا پیشنهادات زیر با توجه به این که عملیاتی بوده و نیاز زیادی به منابع مالی ندارند، به ارتقای وضعیت آموزش و پرورش کمک شایانی خواهد نمود.

ü      آموزش و پرورش فرآیندی دو سویه است که با همکاری خانه و مدرسه انجام می گیرد اما طبق آنچه در جامعه مشاهده می شود، نوعی کناره گیری مردم و والدین و عدم مشارکت و همکاری با مدرسه و آموزش و پرورش وجود دارد و بر مبنای پژوهش های انجام شده، این عدم مشارکت ناشی از عدم اعتماد جامعه به مدرسه به دلیل عدم مشارکت مردم در زمینه های مختلف انسانی و فکری و همچنین عدم سنخیت آموزش ها و رفتار مسئولان با فرهنگ، زبان، مذهب و اقلیم مردم است؛ لذا نباید از مردم انتظار مشارکت مالی داشت بلکه پیش از آن باید مدیریت ها و محتواها را بومی ساخت.

ü      در راستای بومی سازی مطالب و کتب درسی مدارس، با اقلیم، فرهنگ و زبان مردم و مناطق مختلف کشور، بنا بوده است 30 درصد کتب درسی در استان ها تدوین شود که این مهم عملا محقق نشده است. همچنین برای عملی شدن تدریس زبان های بومی در کنار زبان فارسی در مدارس، همتی عالی و تلاشی وافر مورد نیاز است.

ü      با توجه به پیشرفت تکنولوژی و در دسترس بودن و گسترش آن در زندگی مردم و بخصوص کودکان و نوجوانان، متاسفانه با این حقیقت روبرو هستیم که هنوز تکنولوژی - با توجه به هزینه های هنگفتی که شده است- نتوانسته در کلاس درس ورود پیدا کند و این، معلول نقایصی چند است، اهم این موارد عبارتند از: نداشتن تخصص کافی معلمین، نداشتن انگیزه به جهت عدم حساسیت نظام آموزشی و مسئولان، نبود محتوای الکترونیکی جامع و در دسترس، و در درجه آخر، نداشتن کلاس های هوشمند!

ü      در نظام رتبه بندی و مدرک معادل، بیشتر تاکید بر روی سوابق و همچنین ساعات ضمن خدمت است و وقع چندانی به پژوهش نهاده نشده است بلکه باید به گونه ای باشد که یک جوان فعال و محقق نیز بتواند به مراتب مذکور نایل شود.

ü      ساعات ضمن خدمت بهترین گزینه و دستگیره برای آموزش و پرورش هستند؛ می توان به وسیله این عامل، در معلم به عنوان اصلی ترین فاکتور در امر آموزش تحول آفرید؛ لذا ضروری است برای تغییر رویکرد ساعات و کلاس های ضمن خدمت، تلاشی جدی صورت گیرد و به سمت برگزاری کارگاهی و عملی و سودمند سوق داده شوند تا در نهایت بتوان تحولی در عنصر راکد معلم و به تبع در آموزش و پرورش صورت داد. لذا ضروری است کارگاه های علمی در زمینه های مختلف بالاخص آموزش تولید محتوای الکترونیکی و استفاده از آن، خط تحریری، پژوهش(معلم پژوهنده)، اینترنت و ... برگزار شود.

ü      کودکان و نوجوانان روحیه ای بسیار فعال و خستگی ناپذیر دارند اما به دلیل عدم مدیریت صحیح زمان آن ها، بیش از نیمی از زمان مفید آن ها به هدر می رود؛ شیفت مخالف و همچنین روز تعطیل پنج شنبه بهترین زمان برای انجام امور آموزشی و غیردرسی و پژوهشی برای آن ها می باشد و می توان از این زمان برای برنامه های پرورش خلاقیت هنری، آموزش زبان های خارجی، تحقیق و پژوهش و حتی صنایع دستی و کارگاه های کوچک تولیدی و ... به خوبی بهره گرفت.

ü      دروس هنر، کار و فناوری که در راستای تحول بنیادین در آ.پ به برنامه درسی اضافه شده اند، عملا به گونه ی مطلوب اجرایی نشده اند، قبل از اجرای این مهم می بایست زمینه لازم فراهم می شد. این دروس که در حال حاضر در پایه ششم و اول متوسطه اول وجود دارند و هر سال یک پایه جدید، این دروس را در برنامه خود خواهند داشت، متشکل از مجموعه ای از پودمان و پروژه می باشند که زمینه رشد و خلاقیت فرد و اختراعات و اکتشافات بعدی را فراهم می آورند و این پروژه ها و پودمان ها باید در کارگاه ها برای دانش آموزان اجرایی شوند. لذا باید در هر شهر و برای هر چند مدرسه، مکان هایی به عنوان کارگاه در نظر گرفت و از این کارگاه ها هم برای اجرای این دروس و هم در شیفت تعطیل و روزهای پنج شنبه برای برنامه های غیردرسی و پرورش خلاقیت (مذکور در بند قبل) استفاده کرد.

ü      آزمایشگاه ها در مدارس از وضعیت بسیار اسفناکی رنج می برند و این، معلول عوامل متعدد از قبیل عدم وجود امکانات و وسایل آزمایشگاهی کافی، نداشتن فضا به عنوان آزمایشگاه، عدم تخصص در به کارگیری وسایل و ... می باشد. بر این بنا تقریبا در همه مدارس تعداد قابل توجهی اقلام آزمایشگاهی به چشم می خورد که در انبارها در حال از بین رفتن هستند. لذا پیشنهاد می شود در کنار کارگاه های مذکور در بند فوق، برای هر چند مدرسه، در آموزشگاهی که فضای بهتری دارد، وسایل آزمایشگاهی جمع آوری شده و مورد استفاده مدارس قرار گیرند. (البته نباید از نظر دور داشت که هر مدرسه و هر کلاس باید یک آزمایشگاه باشد و این، باید در برنامه کار مسئولین گرامی باشد، اما در حال حاضر با شرایط موجود، ناچار این پیشنهاد عرضه شده است). لازم به ذکر است که می توان از ظرفیت آزمایشگاه ها، پژوهشسراها، کانون های پرورش فکری، کانون های تربیتی (که عملا راکد هستند)، مدارس قرآنی، و حتی موسسات خصوصی استفاده کرد.

ü      پژوهش سراها قلب پژوهشی آموزش و پرورش و پژوهش نمود پویایی و نبض تپنده ی یک اداره و منطقه آموزشی محسوب می شود. لذا باید از لحاظ نیروی انسانی، فضا، حمایت های مالی و ... کاملا تامین شوند تا بتوانند رسالت کشف استعدادهای دانش آموزان، راهنمایی طرح های پژوهشی دانش آموزان و همکاران و ... را به درستی انجام دهند.

ü      اولویت های پژوهشی آ.پ اولا به گونه ای تعیین شوند تا همگان به شرکت در آن ترغیب شوند و در ثانی آسیب های موجود در جامعه در پیشبرد اهداف آموزش و پرورش در اولویت قرار گیرند و سعی بر این باشد که این موضوعات به تفکیک شهرستان ها و متناسب با مسائل هر حوزه اعلام شوند تا در آینده بعد از بررسی مشکلات هر شهر، برای آن برنامه ریزی شود.

ü      بخش دوم آموزش و پرورش مورد تحریف و بی توجهی قرار گرفته است و متاسفانه مربیان پرورشی به جای پرورش و تقویت مسائل تربیتی، اخلاقی ،دینی و ...، صرفا به اموری کلیشه ای و متداول از قبیل اجرای صبحگاه و مراسم، سرود، نمایش، تئاتر و ... می پردازند و این وضعیت سبب شده حتی اغلب دچار نارضایتی شغلی شوند و حتی باعث شده بسیاری از دانش آموزان و اولیا از تمرکز بیش از حد به مسائل اختلافی فرهنگی و مذهبی زبان شکایت بگشایند. لذا لازم است تا مسئولان و برنامه ریزان ستادی و عالی کشور برنامه ریزی های تربیتی لازم را انجام دهند تا قطار از ریل خارج شده ی پرورشی به مسئولیت و وظیفه ی خطیر خود بازگردد.

ü      نیروی انسانی مهم ترین فاکتور در هر سازمان است و تنها با برنامه ریزی صحیح بر روی نیروی انسانی می توان به آینده ی هر مجموعه امیدوار بود. متاسفانه نوعی رخوت و روزمرگی در تمام سیستم اداری کشور به عنوان بیماری همه گیر رواج دارد، اما این یکنواختی در هیچ یک به اندازه ی آموزش و پرورش زیانبار و غیرقابل جبران نیست. خوشبختانه در این بین، معدودی افراد خلاق نیز وجود دارد که متاسفانه اجازه ی رشد به آن ها از سوی فرصت و قدرت طلبان داده نمی شود و لذا آن چه مشاهده می شود این است که با وجود تغییر و اصلاح سیاست های کلان در آموزش و پرورش، نه تنها در عمل تحولی صورت نمی گیرد، بلکه مقاومت های شدیدی نیز انجام می گیرد. لذا بخصوص در این نهاد حساس، مدیریت ها و مسئولیت های خرد و کلان باید بر اساس شایستگی صورت گیرد و دیگر فاکتورها شدیدا کنترل شود.

ü      کمیت نیروی انسانی نیز به یک معضل بزرگ بخصوص در جنوب استان تبدیل شده و نگاهی تطبیقی به آمار نیروها در شمال و جنوب استان و مقایسه آن ها، رمز ایجاد و ریشه ی این معضل را آشکار می سازد؛ متاسفانه بسیاری از استخدام ها در آموزش و پرورش غیربومی بوده و در نتیجه فرد حتی در اولین سال های خدمت، تلاش می کند به محل زندگی خود منتقل شود. نتیجه ی این بی تدبیری در استخدام و فشاری که بر ادارات در زمان نقل و انتقالات وارد می شود این است که بطور مثال 10 نیروی تخصصی تربیت بدنی در یک سال از یک ناحیه انتقال می شوند! یک آمار سطحی از تعداد منتقل شدگان از شهرستان های جنوب به شمال استان یا آمار نیروهای مازاد در شمال استان این وضعیت را آشکارا توصیف می کند.

ü      امید که با همت عالی و نگاه مدبرانه صاحبان امر، این نواقص که بخشی از اولویت های استان در بخش فرهنگ و آموزش است، جبران شود و شاهد تحول روزافزون استان به دنبال تغییر در پایه ی تحول، یعنی فرهنگ و آموزش و پرورش باشیم.

 

با سپاس فراوان، محمداویس پیام

معاون اجرایی دبیرستان استعدادهای درخشان شهید بهشتی سراوان

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:8.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:107%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 بهمن1392ساعت 13:29  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

در جنگ بقا، حکومت سایه همچنان یکه تاز!

 

سراوان پیش از آن که با مرز و ترور و گروگان گیری بر سر زبان ها بیفتد، با دانش و فرهنگ و ادب، دین و اخلاق و انسانیت شهره بود. جنوب شرقی ترین شهرستان ایران به همراه سیب و سوران طی سال های اخیر به جهت مرزی بودن از سوی طیف های مختلف داخلی و خارجی مورد توجه خاص قرار داشته است؛ این قابلیت های مرز اما، نه صادرات و واردات محصولات، بلکه بر قاچاق، بخصوص قاچاق مواد و اخیرا قاچاق سرمایه ملی و فرآورده های نفتی استوار بوده است!

قاچاق سوخت که بدلیل گستردگی باید از آن به ترانزیت یاد کرد، غول های اقتصادی را سبب شده است که برای تسهیل در ترانزیت، به ناچار می باید دامنه ی شرکا گسترده شده و بسیاری از اعضای غیرمردمی را در بر می گرفت؛ سود کلان نهفته در این سفره، ظرفیت آن را داشت که تمام افراد و گروه هایی را که می توانستند در این انتقال نقش داشته باشند را تحت پوشش قرار داده و تامین نماید؛ به گونه ای که معامله سود سودی شکل گرفت و در مقابل تامین مالی و ایجاد ایمنی از سوی برخی از این افراد حقیقی اما با کسوت و نقاب حقوقی، عوامل انتقال طلای سیاه سازماندهی شده و مورد حمایت ویژه قرار گرفتند و این گونه شد که انواع مختلفی از هنجارشکنی و قانون گریزی شکل گرفت تا به آسانی و بدون هیچ دغدغه ای این سرمایه ی ارزشمند ملی به آن سوی مرزها انتقال داده شود و دست هایی پنهان با مهندسی نیروهایی که خود باید از عوامل بازدارنده ی این تخلفات باشند، این امر را تسهیل کردند. واژه ی انگلیسی "line" (لین) که جزء واژه های کلیدی مردم منطقه گشته، گویای همه چیز است؛ بر این اساس، هر گونه انتقال باید تحت چارچوب لین صورت بگیرد، در این بین، کسانی که از این قوانین سرپیچی نمایند و از پرداخت مالیات نقدی و حقوق کسانی که امنیت راه ها، مرزها و مهم تر عبور و مرور آن ها را تضمین می کنند ابا نمایند، ممکن است مورد توقیف و ضبط، جریمه های سنگین به اتهام قاچاق سرمایه ملی، حبس و ... واقع شوند و یا در همانجا مورد محاکمه مستقیم قرار گرفته مورد اصابت گلوله قرار گرفته و این متخلفان با رگبار معدوم شوند. البته گاها نیز بسیاری از خودروها علیرغم پرداخت لین کلان، مورد توقیف و مجازات های سنگین قرار می گیرند که در مقابل نیز قاچاق چیان به تلافی پرداخته و حتی به حذف فیزیکی نیروهای مرزبان اقدام می نمایند که نمونه های بسیاری از این اقدامات تلافی جویانه را که معلول این عامل به ظاهر بی اهمیت هستند، در خبرها شاهد بوده و هستیم.

همه آنچه در بالا ذکر شد، به انتقال و صادرات این کالای باارزش بر می گشت و تقریبا هیچ مشکل حادی برای انجام این انتقال وجود نداشت؛ اما باید این کالا هر چه به مقدار بیشتری تامین می شد. برای این کار باید افراد بیشتری به تعامل می پرداختند و باید از ظرفیت دیگر ارگان ها نیز بهره گیری می شد؛ گرچه برخی از آن ها به دلیل ارتباط مستقیم باید به طور ویژه همکاری می کردند؛ شرکت هایی که وظیفه­ی پخش این فرآورده ها را بر عهده داشتند بهمراه تمام عوامل ماتحت و حتی مافوق خود با کمک شرکت هایی که قرارداد همکاری رسمی بین آن ها وجود داشت، باید بیش از همه به این تعامل می پرداختند و همه و همه باید با برنامه و هماهنگی پیش می رفتند تا خللی در کار صورت نگیرد. ارگان های مسئول صدور حواله خارج از دستور سوخت که خود نیازمند همکاری و تشریک مساعی دیگر ارگان ها برای ارائه ی آمار غیر واقعی بودند، نیز از پتانسیل خوبی برخوردار بودند. گاهی نیز در قالب راه اندازی طرح های کشاورزی و صنعتی که سهمیه سوختی به آن ها تعلق می گرفت، باید پای سازمان های مربوطه را به میان می کشیدند و این گونه شد که این طلا و سرمایه ملی همان طور که قول آن داده شده بود، توانست بر سفره های بسیاری راه یابد و حتی بسیاری از مردم عادی نیز قطره قطره، بانکه بانکه، باک باک، گالن گالن و تانکر تانکر(هر کس بر طبق استعداد مالی و ارتباطات خود) سعی کردند از این سفره ی پهن شده­ی وسیع بهره مند شوند.

برای انجام هر چه بهتر روند ترانزیت سوخت، باید یکی، مسئولیت ریش سفیدی و ایجاد هماهنگی کامل بین دستگاه های دخیل را بر عهده می گرفت و یا حداقل برای عدم اختلال در روند این انتقال، یا باید با این امر، خنثی برخورد می شد یا همه جانبه حمایت می شد. لذا بهترین کار ممکن، همراه ساختن حاکم و محتسب شهر بود؛ در جوامعی که جوان، فکر نو و تحول گرا جایگاهی نداشت و همچنین با وجود افکار عمومی خاموش که نسبت به امور عام المنفعه حساسیتی نبود، این کارها با سهل ترین روند انجام گرفت.

ماحصل این تلاش ها و فعالیت های خودخواهانه، سر برآوردن دو گروه عمده در جامعه بود که اینک به غول هایی مبدل شده بودند که اکنون هر یک برای بقا و گسترش نفوذ خود به هر دری می زند تا بتواند همچنان در این عرصه و میدان های دیگر بهتر بتازد. این دو گروه را می توان به صورت کلی عوامل موجد و عوامل تسهیل کننده در نظر گرفت. عوامل تسهیل کننده عمدتا غیر بومی بوده و بیشتر به منافع آنی خود می اندیشند و چه بسا بعد از جمع آوری ثروت هنگفت سعی در بازگشت به محل زندگی خود هستند، بنابراین کمتر به دنبال تحکیم پایه های قدرت خود در اجتماع هستند اما زیان عمده ای که این قشر برای جامعه داشته اند، قربانی کردن پایه اساسی توسعه منطقه یعنی امنیت و امنیتی جلوه دادن منطقه - به تبع حرکت های ضد امنیتی افرادی که اغلب، معلول عملکرد و رفتار این افراد با مردم در مرزها است- بوده است. اما عوامل فیزیکی و موجد که اغلب بومی بوده و سعی دارند با نفوذ هر چه بیشتر خود در تمام زمینه هایی که می تواند اهداف آن ها را محقق کند، به دنبال نفوذ، کنترل و به نوعی انحصار گرایی در قدرت هستند و قدرت را نیز تنها در جهت اهداف خود در نظر دارند و در این راه اولین چیزی را که مورد تعدی قرار می دهند، منافع عمومی است.

شاید رشد اقتصادی طیفی از جامعه در نگاه اول و از لحاظ تئوری مثبت به نظر برسد، اما در حقیقت چنین سرمایه هنگفتی که یک شبه، نه از راه دانش بلکه قاچاق و توسط انسان های بیمار، خودخواه و یا حتی قشر نوجوان و یا فقیر عشایری به کف آمده، به هیچ روی برای پیشرفت و سرمایه گذاری معقول و مورد نیاز جامعه هزینه نخواهد شد و با کمال تاسف آسیب های مختلف اجتماعی، اعتیاد، فساد و فحشا، تفاوت طبقاتی، تورم مهار نشدی و غیر قابل مقایسه با دیگر شهرهای کشور، مشکلات شهری و عمرانی، مسائل فرهنگی و حتی سیاسی و امنیتی فراوانی را موجب شده است و جز این نیز نباید انتظار داشت! گاندی، هفت چیز را بدون هفت چیز دیگر موجب تباهی می داند که در صدر آن ها، از ثروت بدون زحمت نام می برد. پیام الهی زیر نیز گویای همه چیز است: "و لو وسع الله الرزق لعباده لبغوا فی الارض".

این عوامل قاچاق گسترده سوخت در کنار تقویت کننده های دیگر موجب شد تا قدرت های اقتصادی در این دو شهرستان سر برآورند و به سرعت سایه ی خود را بر سر مدیریت های این دو فرهنگی ترین شهرستان های استان نیز بگسترانند؛ در نهایت می توان به جرات ادعا کرد که اکنون با مافیاهایی مواجه هستیم که از گستره ی اقتصاد فردی پا را فراتر نهاده و به وادی سیاست و کسب قدرت گام نهاده اند و در واقع نوعی قرارداد همکاری تجاری نانوشته بین زر و زور رقم خورده است و هدف مشترکی که برای خود تعریف کرده اند، باعث شده که با استفاده از خلأ عدم کنترل و نظارت کافی مردم و بالادستان، وظایف اصلی خود را از یاد برده و حتی اغلب راهی را در پیش گیرند که با منافع ملی و حاکمیت، و همچنین منافع عمومی جامعه ضدیت و تعارض کامل دارد.

شاید نقطه آغاز و تولد بخش دیگری از جریان های زیر زمینی قدرت را که همگام با جریان مذکور حرکت کرده، باید در جریان های به نامِ مردمی جست! به واقع چگونه و با پشتیبانی چه کسانی گروه هایی در جامعه رشد یافتند که هر روز از جامعه فاصله گرفتند، اما توانستند در مقام جایگاه های مردمی نشسته و همواره به جای مردم در صحنه ها حضور یافته و وکیل تام الاختیار عرفی و رسمی مردم شوند و یا حداقل خود را اینگونه بپندارند و این گونه پنداشته شوند؟ شاید این اشتباه استراتژیک تاریخی از آنجا ناشی می شد که صاحبان قدرت بجای ایجاد رضایت عمومی و انجام امور عام المنفعه، از میان گروه های اجتماعی، افرادی را -به گمان این که نماینده دیگر مردم بوده و جامعه تحت سیطره و کنترل آنان می باشد-، رشد داده و به خود نزدیک می کرده و به اصطلاح امتیاز می داده اند و از سوی دیگر به اشکال مختلف آن ها را هدایت می نمودند. چنین گروه هایی به دو دلیل کنترل و فاصله از اجتماع، همواره اغراض شخصی و کسب امتیازات اقتصادی و ثروت اندوزی، غایت آن ها بوده است؛ گویی همانند ماشینی، برنامه بی تفاوتی و انتقال احساس مثبت اجتماع به بالادستان به آن ها داده شده است! تا جایی که خود برنامه ریزان به تدریج این افراد را نمایندگان واقعی مردم پنداشته وضعیت نابسامان شهرها و روستاها را به بهترین شکل و صورت احساس کردند! لذا، قریب به اتفاق این افراد را نه در فهرست نواب محلی، بلکه باید در سیاهه ی عوامل جریان های منفعت طلب مذکور قرار داد که نه تنها منافع عمومی را مورد تعرض قرار دادند، بلکه در سطح کلان آسیب های شدیدی به منافع ملی وارد آوردند و هر دو گروه کارفرمایان و موکولان را به اصطلاح دست به سر کرده همه امکانات را در جهت منفعت طلبی های شخصی مورد بهره قرار داده و قربانی امیال شخصی خود کردند!

با این تفاسیر و وجود این دو بلوک قدرتمند، دولت در بسیاری از شهرستان ها، نمی تواند از وجود نماینده ای خرسند باشد، چرا که در درجه ی اول "حکومت سایه" است که سیاست گذاری، حکمرانی و فرمانروایی می کند! لابی هایی که گرچه در ابتدا بالاترین چیزی که می توانسند به آن بیندیشند ثروت و ثروت بود، اکنون در تلاش برای انحصار ثروت و قدرت در خود هستند و با تطمیع، جذب و عضو قرار دادن بسیاری از مدیریت های دولتی و حتی به میزان بیشتر نهادهای مردمی، هر روز بیشتر از دیروز قوت گرفته اند.

دایره ی این حکومت! تا آن جا گسترش پیدا می کند که با برنامه ریزی دقیق، از کانال های مشترک المنافع "به نامِ مردمی" کمک می گیرد و حتی گاهی اعتقاد و مذهب را نیز در خدمت خود می گیرد تا بتواند با جلوه دادن این اقشار به عنوان نماینده ی واقعی و تام الاختیار مردم، مشروعیت طیف شریک و حامی خود را کسب کند! در واقع آن چه برای همه این گروه های فشار اهمیت دارد، نه طیف بندی سیاسی، بلکه بهره برداری اقتصادی صرفا شخصی از سرمایه های ملی و مردمی است و بهترین روش برای رسیدن به این آرمان را نفاق و همرنگی ظاهری با جریان حاکم حاضر می دانند. به گونه ای که این افراد با اندکی تغییر موقت در سیاست های انحصار گرایانه، اما با هماهنگی تمام، به عنوان نمونه جلسات کاملا کنترل شده اما در ظاهر آزاد را در حضور بالادستان خود برگزار می کنند و به سادگی و از سویی با اقتدار تمام، نهایتا این توفیق را می یابند که حتی در دولتی که در تمام عرصه ها، از جریان انتخابات و گزینه های مورد حمایت گرفته تا مشی فکری، رویکرد و سوابق با آن ها به روشنی در تضاد است، با اندکی تغییر چهره موقت و آفتاب پرستانه مشروعیت یابند و در کسوت فرماندار، اما در حقیقت فرمانبردار عده ای دیگر که به واقع عقب ماندگی و عدم توسعه شهرها مرهون تلاش های آن هاست، ادامه ی فعالیت دهند!!!

و این گونه می شود که نگرانی مافیاهای سوخت و جریان های به نام مردمی که به سرعت به قدرت های اقتصادی و سیاسی تبدیل شد، و دولت تدبیر! که با شعارهای تحول خواهانه خود خواب شب را از آن ها ربوده بود، به آرامش تبدیل می شود و عرصه ی جولان دوچندانی ایجاد می شود تا در آینده بتوانند با اطمینان خاطر افزون به فعالیت های بازدارنده ی خود در استان پهناور سیستان و بلوچستان بپردازند!

اما در این بین و در سوی دیگر میدان و در مقابل همه گروه هایی که در بالا از آن ها یاد شد، تجدد گرایانی قرار دارند که وضع نابسامان شهرها و روستاها که روز به روز نیز بر تباهی آن ها افزوده می شود، اجازه سکوت به آن ها را نمی دهد. این قشر اغلب جوان و تحول گرا در 24 خرداد 92 با مشارکت وسیع در خلق حماسه سیاسی مورد تاکید مقام معظم رهبری، نهضتی را آغاز کردند و با حمایت فکری و اجتماعی خود توانستند با افراطی ها و انحصار طلبان به مبارزه پرداخته و موقتا پیروز شوند و اکنون نیز باقدرت دانش و خلاقیت اما در خلا قدرت و ثروت رقبای فکری خود، امید به این تحول بسته اند و انتظار دارند با واکنش مثبت دولتمردان مواجه شوند و با اعتماد به جوانان و سپردن مدیریت های خرد و کلان  و حمایت آن ها، در مسیر تحول گام بردارند و دولتمردان خود بدون دغدغه بنشینند و شاهد تغییر باشند؛ صد البته اگر به راستی میل به توسعه از حد شعار فراتر است و الا همچنان روال گذشته را ادامه دهند و شاهد افول روزافزون جامعه باشند!

اما متاسفانه گویا جوانان و روشنفکران که ظاهرا امید واهی به تغییر بسته بودند، با این قبیل تصمیم های غیر منتظره و عجولانه استاندار به ظاهر خوب و مردمی استان که با ابقاء پس مانده های دولت قبلی، به تدریج امید آن ها به سرخوردگی و ناامیدی مبدل می شود و جوانان با مشاهده جولان دشمنان سرسخت دیروز که در کسوت دوست ظاهر شده و اتفاقا محبوبیت هم یافته اند، و از سویی همچنان مشاهده ی سرکوبی فکرهای تحول گرا و خلاق خود، به ناچار آرزوی تغییر را از ذهن به در می کنند و گذشته از این، با عدم اعتماد دولت به فکرهای نو و خلاق، جریان های مخالف آن ها را به سخره گرفته و با قدرت تمام سعی در حذف این جریان های تحول گرا و مثبت اندیش داشته و دارند.

اکنون، به حال که باید گریست؟

مردمی که با اشتیاق تمام و امید رهایی از انحصار طلبان و مافیاهای قدرت و ثروت باعث خلق حماسه سیاسی شدند؟ و یا به حال مدعیان تدبیر که با بی فکری خود مسیر اختلاس ها، رانت خواری ها و رشوه و فساد و ناامنی را هموارتر از گذشته می کنند؟؟!

 

فانوس های ده می دانند بیهوده روشن هستند

و سگ های ده باخبرند

که بیــــــداری بی فایده است

وقتی در روشنی روز، دزدهــا به میهمانی کدخدای ده می روند.

 

(میم. جوانه)

این مطلب از سایت سراوان فردا به آدرس زیر کپی شده است.

http://www.saravanfarda.ir

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 بهمن1392ساعت 19:39  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 


+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 آذر1392ساعت 22:41  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 


http://s5.picofile.com/file/8102897334/%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C_%D8%AE%DB%8C%D8%B1_%D9%88_%D9%86%D9%81%D8%B1%DB%8C_%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85_%D8%A8%D9%84%D9%88%DA%86.pdf.html

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 آذر1392ساعت 22:40  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

دعای خیر  و نفرین در زبان مردم بلوچ

مطالعه موردی: گویش سراوانی


محمداویس پیام

دانشجوی کارشناسی­ ارشد زبان­شناسی-­ پیام نور قاین

tanhamop@yahoo.com


عبدالودود سپاهی

عضو هیئت علمی دانشگاه ولایت ایرانشهر sepahi.a.v@gmail.com


چکیده

دعا در فرهنگ و زبان مردم بلوچ جایگاه ویژه­ای دارد و یکی از عناصر مهم ادبیات شفاهی این گویشوران است. دعاهای "خیر" (آفرین­ها) و دعاهای "بد" (نفرین­ها) بخشی از تجربه­های فردی و اجتماعی آنان را در طی قرن­ها نمایان می­سازد و حتی از جنبه­هایی از شرایط زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن­ها پرده بر­می­دارد. اطلاعات و داده­های مورد تحلیل در این پژوهش شامل دعاها و نفرین­ها­ از طریق گفت­و­گوهای روزمره با افرادی از دوره­های سنی مختلف و از طبقات اجتماعی گوناگون و طی سال­های متمادی و با یادداشت­برداری میدانی در شهرها و روستاهای سراوان فراهم شده و اطلاعات به­دست آمده با روش استدلالی تحلیل شده است.

پژوهش حاضر به کاربردهای مختلف دعا و نفرین از لحاظ موضوعی، ساختاری و ارتباط با بافت اجتماعی محل سکونت آن­ها پرداخته است و بر آن است تا پاسخی برای پرسش­های زیر بیابد: دعا و نفرین در فرهنگ مردم بلوچ چه جایگاهی دارد؟ از نظر موضوعی، دعاها بیشتر حول چه محورهایی شکل گرفته­اند؟ و بازتاب محیط زندگی و مذهب در دعاهای بلوچ­ها چگونه است؟ یافته­های این تحقیق نقش مهم کاربرد دعا در میان بلوچ­ها را آشکار ساخته و نمونه­های جالب و ارزشمندی از بازتاب جهان­بینی، آرزوها، مشکلات و تجارب آن­ها را نمایان می­سازد؛ به­گونه­ای که بسیاری از مردم بلوچ کامیابی­ها و موفقیت خود و افراد دیگر را نتیجه­ی دعای خوب پدر و مادر و دیگر اطرافیان و همچنین ناکامی و شکست­ها را نتیجه­ی نفرین صاحبان حق می­دانند و با مراجعه به بزرگان و دراویش و بالاخص سالخوردگان، از آن­ها طلب دعای "خیر" می­کنند و از انجام کارهایی که سبب نفرین در حق آن­ها می شود، دوری می­نمایند. نکته­ی دیگر این­که بافت ـ شامل لحن، موقعیت و شرایطی که دعا در آن گفته می­شودـ گاهی آن­چنان اهمیت می­یابد که معنی مثبت و منفی آن دعا را تحت تأثیر قرار داده و حتی تغییر می­دهد.

 

واژگان کلیدی: دعا، نفرین، زبان بلوچی، بازتاب شرایط زندگی... ادامه مطلب را بخوانید...

http://s5.picofile.com/file/8102897334/%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C_%D8%AE%DB%8C%D8%B1_%D9%88_%D9%86%D9%81%D8%B1%DB%8C_%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85_%D8%A8%D9%84%D9%88%DA%86.pdf.html

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 آذر1392ساعت 22:18  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

«زبان» یکی از مهمترین اجزای حیات زندگی، تفکرات و رفتارهای ماست. هر یک از ما هر چقدر هم که به زبانی غیر از زبان مادری خود مسلط باشیم، اما زبان مهم و حیاتی برای بیان احساسات، همان زبانی است که برای نخستین بار به وسیله آن سخن گفته و ارتباط برقرارکرده‌ایم و کمتر کسی هست که بگوید در زندگی روزمره از صحبت کردن به زبان مادری لذت نمی‌برد، زبانی که با ضربان قلب مادر عجین است.

به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش  به نقل از ایران ،  براساس اعلام یونسکو ۶ تا ۷ هزار گونه زبان در جهان وجود دارد. در ایران هنوز پژوهشی رسمی درباره شمار زبان‌ها و گویش‌ها نشده اما به دلیل تنوع قومی، بخش غیرقابل انکاری از ایرانیان به زبان‌های آذری، کردی، لری، بلوچی، ترکمنی، مازندرانی، گیلکی، عربی و تعداد بسیاری نیز زبان فارسی را با لهجه‌ها و گویش‌های مختلف سخن می‌گویند.

توجه نکردن به استفاده و آموزش زبان‌ها و گویش‌های مختلف زبان در کشور‌ها و قوم‌های مختلف در سراسر دنیا باعث شده که برخی زبان‌ها و گویش‌ها به‌طور کلی نابود شده یا در خطر نابودی قرار گیرند، به‌طوری که بنابر اعلام سازمان ملل ۴۰درصد زبان‌های زنده دنیا، در قرن حاضر در خطر نابودی هستند.

اهمیت توجه و حفظ زبان مادری و گویش‌های محلی باعث شد که ۲۱فوریه برابر با دوم اسفندماه هر سال از سوی سازمان ملل به عنوان روز جهانی زبان مادری نامگذاری شود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 آذر1392ساعت 22:1  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 


 http://www.kayhannews.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مهر1392ساعت 10:23  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 


نوهان

کاری به تاریخ نداریم که زمانی مرزهای ایران از شرق تا غرب گسترده بود! کاری به سیاست و استعمار پیر و جوان نداریم! کاری نداریم که همسایه مان چند وعده نماز می خواند! کاری نداریم نان و آبمان کم است! کاری نداریم استخدام محدود داریم! کاری نداریم دیدارمان از مشهد و شیراز و یزد و اصفهان را بازدیدی در چابهار و ایرانشهر و زاهدان نیست! کاری نداریم زیر خط فقر باشیم یا بالای آن! کاری نداریم فردوسی وصفمان را گفته باشد یا نه! کاری نداریم رسانه ملی ما را آدم حساب بکند یا نه! هرچه در حافظه تارخی ام جستجو می کنم میبینم ما کاری به کسی نداشته ایم؟! چه وقت خلاف مصلحت سخن گفته ایم؟! کی از نداری شوریده ایم؟! چه موقع تهدید بوده ایم؟! کی دیوارمان بلند بوده؟! چه هنگام فرزند ناخلف بوده ایم برای میهن؟!

چه کسی و چه پاسخی برای این سوال ها دارد؟! نمی گویم مظلوم هستیم چون دیگر خیلی نخ نما شده است!!! چه کسی می خواهد بلوچستان ایران یتیم شود؟! کدام دستها در کار است تا این قوم رنگ آسایش را به خود نبیند؟! چه کسی می خواهد ما حس همگرایی ملی نداشته باشیم؟! کدام راه را خطا رفته ایم که امروز باید برای حقوق اولیه مان که احترام و عزت نفس قومی و ملی است وکیل مدافع بگیریم؟! در کدام رسانه و تریبون از زنان و دختران این مرز و بوم دفاع کنیم؟! چرا کسی نفهمیده سیستان و بلوچستان هم گوشه ای از همین خاک است و دفاع از ناموس آن حقی واجب بر دوش همگان؟!

آقایونی که نسنجیده و بر اساس معادلات دشمنان و فتنه گران وارد گود می شوید لطفا جبهه درگیری ها و مناظرات عقیدتی و فرقه ای و سیاسی را به داخل مرزهای این آب و خاک نیاورید! با عربستان و وهابی و سلفی مشکل دارید به ما چه دخلی دارد؟! با ضد دین و مذهب و مسلمانی مشکل دارید ما کجای این معادله هستیم؟! چرا مردم مومن و معتقد و قوم اصیل بلوچ را سیبل قرار داده اید؟! چرا ناموس و شیر زنان و دختران بلوچ را که کمترین فرزندانشان سربازان بی منت و پاسدار مرز و بوم  هستند را لکه دار می کنید و تهمت روا می دارید؟! چرا با وجود مرام و مردانگی که در مردان بلوچ سراغ دارید احساساتشان را جریحه دار و خاطرشان را پریشان می کنید؟! مگر همین امسال نبود که این مردم پرچم دار حماسه سیاسی شدند و حضورشان چشم دشمنان را خیره کرد؟! مگر با وجود بیکاری 43.8% در بلوچستان که مردم در نان شب خود مانده اند اما خم به ابرو نیاورده و در راه جهاد اقتصادی همچون انتفاضه مقاومت پیشه کرده اند به چشم نمی آید؟! این است دست مریزاد و خسته نباشید به حضور مردم؟! این است قدردانی و سپاس که دست بگذارید بر روی رگ غیرت بلوچ و ایرانی جماعت؟! مطمئنا لقب گرفتن سرزمین حماسه ها بر مردمی که در طول تاریخ به این رشد و باور رسیده اند به ذاعقه خیلی ها خوش نیامده و درصدد ترفند و فتنه ای جدید و زخمی کاری برآمده اند اما مردم این بار نیز از این آزمون سربلند بیرون خواهند آمد،هرچند این زخم و نیش ها نه بر قوم بلوچ و سرزمین بلوچستان بلکه بر ملت ایران و سرزمین ایران است که اگر غیر این باشد که نیست سکوت معنایی ندارد.

من به عنوان یک بلوچ ایرانی اعتراض دارم! همانطور که روزی دشمنان این آب و خاک و ناموس و وطن در 8 سال جنگ تحمیلی جسارت کردند و تو دهنی محکمی از شیرمردان و زنان کرد و ترک و بلوچ و عرب و فارس و لر و گیلکی و مازنی خوردند و ما متعهد به پاسداری از راه آنان شدیم امروز هم بر این عهد هستیم، بلوچ سرش برود قولش نمی رود امیدوارم قول و پیمان برادری و وحدت که با این قوم بسته اید یادتان نرود! روزی که گفتند زنان و دختران ایرانی را در بازارهای فقر و فحشاء کشورهای حاشیه خلیج فارس به یغما می برند با شما برآشفتیم و قلبمان فسرده و رگ غیرتمان باد کرد، پیگیری رسانه های ملی ریز و درشت و موضع گیری حکیمانه مسئولین مختلف تسلی بود بر حس و روحیه ناموس پرستی ایرانی،حال چه شده که ناموس وطن را افراد و رسانه هایی از درون همین خاک بدون هیچ پایه و اساس و تنها از سر گمراهی و جهالت و بازی فتنه گران در معرض تعرض افکار عمومی قرار داده اند و کسی ککش هم نمیگزد؟! کجایند آن مردان بی ادعا که ببینند در دوره ای از بلوغ سیاسی و اجتماعی هستیم که عده ای کوته نظر و ضد امنیت اجتماعی و ملی این گونه زنان و دخترکان پاک و نجیب از اقوام ایرانی را وارد بازی ها و مناظرات عقیدتی و سیاسی خود می کنند و از خون میلیون ها شهید این راه هم شرم نمی کنند! این است تدبیر؟! این است آن امید که در دل ها زنده شده بود؟! رسانه ملی کجاست؟! موضع گیری حکیمانه مسئولین زمانی نباشد که آب به آسیاب دشمن ریخته و گندمش هم آرد و نانش هم خورده شده باشد!!!

من کاری ندارم چه فکری خواهید کرد؟! من یک بلوچ ایرانی هستم، نه یک متعصب مذهبی! نه یک ناسیونالیست! نه تندرو! من کشورم را دوست دارم، من ناموس کشورم را دوست دارم،من دوست دارم که دوست داشته شوم، دوست دارم اگر نبودم خیالم راحت باشد که هیچ اجنبی حتی جرات نکند به خاک و ناموس وطن چپ نگاه کند چه برسد به کسانی که خود را ایرانی می دانند اما کاری جز فتنه و دشمنی با ایران و ایرانی ندارند.هموطن امروز نه برای مذهب،نه برای قومیت،نه برای سیاست بلکه برای انسانیت و ملت بودن و به حرمت این خاک پاک با قوم بلوچ همراه و هم صدا باش و تخم فتنه ای که ناموس وطن را نشانه گرفته را در نطفه خفه کن. 

روزکی مردم ز ناموس و وطن

جان خود دادند نزد اهرمن

حال که رونق یافته بی غیرتی

چوب حراج بر ناموس یکدیگر زدند

(شاعر صارم)


برگرفته از وبلاگ نوهان بلوچستان

http://nohan.persianblog.ir/



+ نوشته شده در  جمعه 22 شهریور1392ساعت 17:17  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

اطلاعات تکمیلی در همین وبلاگ تحت مقاله ای با عنوان "سب؛ معروف اما گمنام"

http://uploadboy.com/v7ojyryen2xi.html    http://uploadboy.com/51r6zyabdqw6.html
   http://uploadboy.com/4x79gkyowjhh.html

 http://uploadboy.com/i2f9tl5mel0x.html
http://uploadboy.com/n8blj3gb0p4u.html

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 فروردین1392ساعت 0:15  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

SEMC 3MP DSC

در پی زلزله شدید و بی سابقه در سراوان، شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید طی پیامی، ضمن دعوت از عموم مردم نسبت به جدی گرفتن این هشدار خداوندی، با تاکید بر لزوم توبه و استغفار در چنین مواقعی، نبود تلفات جانی در این حادثه را “فضل رب العالمین” دانست.
در قسمتی از این پیام آمده است: «همه بندگان همواره باید از مؤاخذه رب العالمین در هراس باشند. خداوند متعال این هشدار را داد تا ما در اعمال خود تغییر ایجاد کرده، به الله رب العزت رجوع کنیم و اعمال خودمان را اصلاح نماییم.»
این پیام در ادامه می افزاید: «این فضل بزرگ خداوند متعال بوده است که چنین زلزله ای با این مقیاس که در طول پنجاه سال گذشته در ایران بی سابقه می دانند، تلفاتی در پی نداشته است؛ که این امر تعجب کارشناسان را برانگیخته است.»
مولانا عبدالحمید ضمن تاکید بر لزوم توبه و استغفار خاطرنشان نموده است: «نبود تلفات با وجود احتمال بالا بودن میزان خسارات جانی و مالی در چنین حوادث بزرگی، از برکت گرایش به قرآن و عمل به احکام اسلام است. لذا باید هم شکر خداوند را به جای آوریم و هم به درگاه الهی استغفار و تضرع نماییم.»
امام جمعه اهل سنت زاهدان در پایان تاکید می کند: «این خطر وجود دارد که اگر پس از این هشدار خداوندی، انسانها به سوی الله تعالی رجوع نکنند، ممکن است برای آنها عواقب بسیار ناگواری در پی داشته باشد، اما اگر از این هشدارها درس گرفته و اعمال خود را اصلاح نمایند، به خیر و صلاح آنها خواهد بود و عذاب الهی از آنها دور خواهد شد، ان شاءالله.»

منبع خبر: www.sunnatonline.com پایگاه اطلاع رسانی مدرسه علوم دینی عین العلوم گشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 فروردین1392ساعت 8:43  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

زلزله یا معجزه؟!! مردم سراوان نماز شکر به جا آوردند و روز پنج شنبه را روزه گرفتند

بعد از ظهر سه شنبه، شهر با شدت تمام لرزید. اغلب مقامات، خبر گزاری ها و حتی مردم عادی در فضای مجازی با شنیدن عدد ۸/۷ ریشتر پیشاپیش به مردم بلوچستان و سراوان تسلیت گفتند.

... اکیپ های امدادی از شهرها و استان های همجوار بی درنگ به محل زمین لرزه سرازیر شدند و سازمان های امدادی از سراسر کشور و بسیاری از کشورهای جهان آمادگی خود را برای امداد رسانی اعلام کردند.

"با توجه به شدت زلزله توقع داشتیم مناطق مسکونی و بافت فرسوده خسارات زیادی ببیند". این جملات بخشی از اظهارات آقای مرادی پور، معاون عملیات سازمان امداد و نجات هلال احمر کشور است. شدت زمین لرزه آنقدر بود که به راحتی نمی شد روی پای خود ایستاد! این زلزله بسیار شدید که در تاریخ ایران بی سابقه بود از هند تا کشورهای حاشیه خلیج فارس به علاوه اکثر شهرهای ایران احساس شد. مقداری تلفات جانی و مالی در شهرهای پاکستان و حتی شهرهایی مانند دبی گزارش شد. اما محل درنگ اینجاست: سراوان! مرکز زلزله ای به بزرگی قریب به ۸ ریشتر! و روستای گشت که تقریبا در قلب زلزله قرار گرفته است. شواهد حاکی است که به لطف خداوند هیچ تلفات جانی وجود نداشته و تنها جراحت های سطحی برای افرادی کمتر از انگشتان دست ایجاد شده است.

به دنبال این شگفتی توجیه های بسیاری از سوی کارشناسان و غیر کارشناسان انجام شد و اغلب دلیل کمی خسارت را مدلول عمق زیاد زلزله دانستند و برخی دیگر کم سکنه بودن منطقه! -با وجود بیش از  دهها روستا با بافت قدیمی تنها در اطراف مرکز زمین لرزه- را عامل این امر دانستند و آنچه بدان توجهی نشد اعجاز آن بود! و  روشن نیست چرا و با چه غرضی برخی معجزه بودن آن را انکار می کنند؟ و چه معجزه ای از این بالاتر و چه لطفی برای مردم گشت و سراوان و بلوچستان از این بیشتر می توانست باشد که با وجود قرار گرفتن در مرکز زلزله ای تاریخی و غیر قابل باور خسارت ناچیزی ببیند. در حالی که این زلزله دهشتناک مناطق دورتر را تخریب کرد؟!! خداوند انسان های باایمان و علمای ربانی و مخلص و اولیای خود را حفظ نماید تا به برکت آنان از خطاکارانی چون ما هم گذشت شود.

مردم سراوان، گشت، سب و سوران و بلوچستان برای پاسخ به این توجه خاص الهی نماز شکر به جا آوردند و همدیگر را به استغفار و رجوع به خداوند توصیه کردند. مردم استان به شکرانه این لطف بزرگ رب العالمین روز پنج شنبه را روزه گرفتند و به راستی مگر نه این که گناه سبب جلب عذاب الهی ست و رجوع به خداوند سبب رحمت و بخشش بی کران الهی ست؟

"لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین"

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 فروردین1392ساعت 23:48  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

 کریم بلوچ تهل

زمانگ و زند ءِ بُنگیج ءَ ، روچے روچ ءِ دل بَژنیگ و زهیر وار ات . چه
نندگ ءَ دم ئی بُرتگ ات . په چـَکر و تَرّ و گَردے درآتک ؛ شئیر و
زهیرونکاں جناں ، تـَـرّاں و گردان ات .بلے روچ هنچو وتی وش دیمی و رُژن
ءَ گـَل ، هدوک و گار ات که هچ کس و هچ چیز ئی وتی نزیک ءَ دیست نه کت .



هر جاه که روچ نزیک بیان ات ، اودان سُهت و تباه ءَ بیت .و روچ آهانی
کِـٹـّـَگ و پریاتاں هم نه اِشکت انت یا نزانت ئی که چه آئی ءِ گرمی ءَ
سُچان انت .

چه دگه نیمگے ماه ءَ هم زهیراں مان بَستگ ات و تهنایی ‍ آئیا وش نه بیتگ
ات ، پر وتا دوست و پجاروکے ءِ ودی کـَنـَگ و سنگتے ءِ شوهاز ءَ درکَپتگ
ات . شُت و شُت و شُت تا که اِستارئی دیست انت . آهانی گِندک ءَ و چه
آهانی سنگتی ءَ سکّ وش و گـَل بوت و گوں آهاں همنند و همنیاد بوت . استار
هم ماه ءَ وتی دیوان ءَ وشاتک کُت و چه آئی ءِ براه و زیب ءِ گِندُک ءَ
وش و گـَل بوت انت .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اسفند1391ساعت 6:14  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

محمد اویس پیام

زبان مادری، میراثی­ ست که از هزاران سال پیش توسط پدرانمان به ما رسیده است. پس یادگیری، ثبت، و انتقال و یاددهی آن یک نیاز و ضرورت است که بر عهده­ ی تک­ تک گویشوران زبان است. وظیفه ­ی ماست که با تکلم زبان مادری با فرزندان و نسل جدید، تحقیق و ثبت داستان­ ها، ضرب­ المثل­ ها، شعرها و اصطلاحات زبان و در نهایت آموزش زبان، آن را ماندگار کنیم. پیران و سالخوردگان جامعه­ ی ما گنجینه ­های با ارزشی از زبان مادری هستند و از این جهت است که مرگ هر سالخورده، مرگ دنیایی از اطلاعات زبانی و فرهنگ عامه(فولکوریک) است زیرا در یک فرهنگ شفاهی، تنها می­ شود این دانش ­ها را در سینه­ ی این افراد یافت؛ بنابراین هر لحظه تعلل و سهل­ انگاری ما برابر است با خاموشی و دفن یک گنجینه که از بی­ مهری­ های روزگار گریخته همدم خاک سرد خواهد شد.

لیکو، نازینک، آسمانک، بتل، چاچا و ده­ها نوع ادبی که نسل ما تنها نامی از آن­ ها به یاد دارند، همان گنجینه­ هایی هستند که هزاران سال زندگی کرده­ اند، اما ناسپاسی و بی­ تفاوتی ما آن­ ها را به زوال ­کشانده است. ظلم است؛ بی­ مهری­ ست، خیانت است؛ هم به خود ضرر می­ رسانیم که از این ثروت بی ­پایان ادبی بهره­ گیری نمی­ کنیم و هم به فرزندانمان به واسطه­ ی محروم کردن آنها از این زیبایی­ ها و افتخارات، ستم می­کنیم.

زمان آن رسیده که خود ما اهمیت مسئله را درک کنیم و به امید پروفسور لوتس ژهاگ آلمانی و دکتر کارینای سوئدی و دیگران ننشینیم که در مورد زبان ما تحقیق کنند و در کشورهای خارجی زبان ما را تدریس کنند؛ هرچند کار آن­ها در خور سپاس است، اما این کافی نیست؛ خود ما بجنبیم و به خود بیاییم. نگرانی و حساسیت زبان­شناسان و روشنفکران در خصوص وضعیت زبان­ها بی­ جهت نیست؛ بخصوص در نیم ­قرن اخیر که رسانه­ های جمعی و ارتباطات همه­ گیر شده است، زبان­ ها و فرهنگ­ های بومی در معرض خطر و تهدید بیشتری قرار گرفته­ اند و بحرانی خاموش در جریان است که تبعات آن هنگامی برای ما آشکار می­ شود که دیگر آنچنان از خود بیگانگی و بی­ هویتی و اضمحلال فرهنگی جامعه را  در­بر گرفته باشد که هیچ کاری نتوان کرد.

این ما هستیم که تصمیم می­ گیریم که در قبال شمشیر دوسر رسانه­ ها و امکانات ارتباطی، بی­ تفاوت باشیم که در نهایت به زیان ما خواهد بود یا از تکنولوژی به نفع خود و برای حفظ و پیشبرد زبان و معرفی فرهنگ غنی خود استفاده کنیم.

اگر جامعه­ ی ما دیگر ملاکمالان­ ها و روانبدها به خود نخواهد دید، لااقل بخشی از دانش وسیع آن­ها را می­توان از طریق رسانه­ها و ابزار جدید مورد استفاده قرار داد. پس هر گویشور باید در مورد حفظ این گنجینه حساسیت و وسواس به خرج دهد و حداقل در محدوده­ ی خود این دانش ­های ادبی و زبانی کهن را به هر صورت ممکن ماندگار کند و   آن­ها را از خطر زوال و نابودی حفظ نماید.

در چنین وضعیتی که هر پیر بلوچ، صندوقچه ­ای­ست مملو از دانستنی­ های زبانی، هر جوان و نوجوان بلوچ، باید یک محقق و ثبت کننده­ ی این ظرایف زبانی باشد.

قدم دوم و مهم­ تر در ارتباط با حفظ این ذخایر گرانقدر، آموزش و انتقال زبان (و به تبع فرهنگ و ارزش­ ها) به نسل بعد است. اگر هنوز در دانشگاه­ ها این امکان فراهم نشده است که ما زبان خود را به صورت علمی مطالعه کنیم، تا هموار شدن شرایط، زمان را از دست ندهیم و از پتانسیل­ ها و امکانات در دسترس کمال بهره­ گیری را بکنیم؛ مکاتب و حوزه­ های علمیه، پیام(SMS)هایی که در طول روز مبادله  می­ کنیم، یادداشت­ های شخصی و بسیاری موارد دیگر شروع خوبی برای عادت دادن خود به توجه و نوشتن و خواندن به زبان خود و در نهایت حفظ زبان مادری­ ست؛ آیا به واقع انتظار بی­ جایی­ نیست اگر -با وجود امکانات هر چند محدود- برای حفظ زبان خود هیچ تلاشی نکنیم و اهمیتی قایل نباشیم، در عین حال انتظار داشته باشیم که در مراکز آموزشی و دانشگاه­ ها زبان ما را بگنجانند و تدریس نمایند؟!

اگر شرایط و مسائل موجود به ما این اجازه را نمی­ دهد که در مدرسه زبان مادری خود را بیاموزیم، "مکتبِ خانه" که فکر، رفتار و زبان کودک در آن شکل می­ گیرد، در اختیار معمار خانواده است. این هرگز به معنی بازداشتن نسل جدید از یادگیری زبان جدید نیست؛ بلکه به عکس، طبق تحقیقات روانشناسی، ضریب هوشی و دایره ­ی واژگانی کودکی که ابتدا زبان مادری خود را آموخته است، به مراتب بیشتر از کودکی است که او را از زبان مادری محروم کرده­ ایم. ضمن این­که تأکید می­ کنند برای درک عمیق­ تر مفاهیم و بخصوص آموزش زبان جدید از زبان مادری استفاده شود.

به امید روزهای بهتر... .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:22  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

گردآورنده: حافظ احمد اسماعیل­زهی

#sŒÎ)ur ¡tB z`»|¡RM}$# •Ž‘Ø9$# $tR%tæyŠ ÿ¾ÏmÎ7/YyfÏ9 ÷rr& #´‰Ïã$s% ÷rr& $VJͬ!$s% $£Jn=sù $uZøÿt±x. çm÷Ztã ¼çnŽàÑ tB br(Ÿ2 óO©9 !$oYããô‰tƒ 4’n<Î) 9hŽàÑ ¼çm¡¡¨B 4 y7Ï9ºx‹x. z`Îiƒã— tûüÏùΎô£ßJù=Ï9 $tB (#qçR%x. šcqè=yJ÷ètƒ  ÇÊËÈ(یونس)

خداوند در این آیه از انسانی خبر می­دهد که به او ضرر و مصیبت رسیده است و او را مورد سرزنش قرار می­دهد به خاطر اینکه زمانی  که به او مصیبتی  برسد  پریشان و ناراحت می­شود و در این هنگام خدا را بسیار زیاد دعا می­کند تا اینکه خدا این مصیبت که به او رسیده را دور کند. اما وقتی که خداوند مصیبت را از او برطرف کند شروع به نافرمانی و سرکشی می­کند و چنان نافرمان می­شود که گویا قبلا هیچ مصیبتی به او نرسیده است! «tB br(Ÿ2 óO©9 !$oYããô‰tƒ 4’n<Î) 9hŽàÑ ¼çm¡¡¨B» بعد خداوند این رفتار او را مورد سرزنش قرار می­دهد و می­فرماید:« y7Ï9ºx‹x. z`Îiƒã— tûüÏùΎô£ßJù=Ï9 $tB (#qçR%x. šcqè=yJ÷ètƒ». اما کسی که خدا به او هدایت و راه درست را نشان داده از این اعمال زشت و از سرزنش خدا دور است، پیامبر (ص)می فرمایند:«کار مومن عجیب است؛ خدا هیچ فیصله­ای نمی­کند مگر این­که خیر است برای او به خاطر اینکه اگر به او مصیبت و ضرری برسد صبر و اگر خوشحالی برسد شکر می­کند در هر صورت خیر است برای او، این خیر برای هیچ کسی نیست مگر کسی که مومن باشد.»

-        تفسیر ابن کثیرجلد (2) مولف:الحافظ عماد الدین ابولفداء اسماعیل بن کثیر دمشقی، صفحه 186

ابن شهاب فرموده که مراد از "الإنسان" در این آیه سه قول است: 1- جنس مطلق انسان است. 2- کافر 3- شخص معین. در کتاب «وجه الإنتظام»، این آیه با آیه قبل دو صورت بیان شده است:1- در آیه قبلی بیان کرده که اگر خداوند عذاب خود را در دنیا بر بنده­اش نازل کند، هلاک می­شود و این آیه دلالت بر ضعف و ناتوانی او می­کند. 2-در آیه­ی قبلی خداوند اشاره کرده به اینکه کفار برای نزول عذاب عجله دارند و این را فرموده که آنها در این طلب خودشان که عذاب را می­خواهند دروغ می­گویند به خاطر اینکه در این آیه مشخص می­شود که وقتی به انسان کمترین مصیبت و ضرری برسد، پریشان و ناراحت می­شود چرا که برای برطرف شدن آن خدا را دعا می­کند. همچنین در این آیه کسانی را که دعا را در خوشحالی ترک می­کنند و در سختی به دعا می­پردازند، مورد سرزنش قرار داده است، بلکه پیامبر(ص) فرمود «تعرف الی الله فی الرخاء یعرفک فی الشده» حضرت ابوادرداء(رض) نیز فرمود: خدا را در هنگام خوشحالی دعا کن تا که  خدا در هنگام مصیبت و سختی دعای تو را اجابت کند. 

-        تفسیر روح المعانی، مؤلف:علامه سید محمود الألوسی، جلد (7) صص 116و117

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:21  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

محمد اویس پیام   spayam63@gmail.com

انسان در طی تاریخ همواره به نام­ها اهمیت می­داده است و   نام­گذاری مکان­ها و شهرها دارای پایه­های فرهنگی و اجتماعی     می­باشد و این نام­ها به­صورت اتفاقی به وجود نیامده­اند و دلایل گوناگونی برای این      نام­گذاری­ها وجود دارد که اغلب در گذر زمان به فراموشی سپرده شده­اند. انسان همواره دنبال پیدا کردن علل نام­گذاری روستاها و شهرها بوده است. به همین جهت به ارتباط موجود میان "نام" و "مکان" در نوشتارهای مورخین اشاره شده است.

دلیل نام­گذاری یا وجه تسمیه، جنبه­های مختلف یک نام را از دیدگاه های گوناگون بررسی می­کند؛ از روی نام­گذاری مکان­ها می­توان به تمدن و پیشینه­ی تاریخی شهرها و دیرینگی فرهنگی آن­ها پی برد و قسمتی از گذشته­ی تاریخی، جغرافیای قدیم، شرایط اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی مناطق را در طول تاریخ شناخت.

نام­های جغرافیایی جزئی از تاریخ، جغرافیا، اساطیر، فولکلور و فرهنگ یک ملت هستند که به سهم خود جایگاهی بس ویژه و مهم داشته و همچون جواهری تابناک و قیمتی است که حفظ و حراست از آن خدمتی بس مهم به فرهنگ آن سرزمین است. آری، اهمیت حفظ نام­های جغرافیایی که در حکم شناسنامه­ی یک کشور و ملت هستند، چون نگهداری اشیاء موزه­ها و بناهای تاریخی است، چرا که این سه، سند هویت یک ملت است و یک جامعه با داشتن این ذخایر مادی و معنوی می­تواند در پهنه­ی جهان، اظهار وجود و افتخار کند. به همین دلایل است که هر گونه تغییری در نام­های جغرافیایی، در حکم آسیب پذیری و یا ویران کردن یک اثر تاریخی و باستانی است. (توکلی؛پنج)

 بنابراین نباید سهل­انگاری مردم و مسئولان در مورد تغییر نام مکان­ها در تابلوها، نامه­ها و ... را که به­تدریج باعث از بین رفتن گنجینه­ی نام­های جغرافیایی و به تبع آن پیشینه­ی مکان­ها می­شود، فروگذار کرد زیرا نام یک مکان کاملا با آن مکان پیوند خورده و در صورت تغییر نام،  پیشینه­ی آن به فراموشی سپرده خواهد شد. لذا از صاحبان امر تقاضا می­شود حتی الامکان نسبت به حفظ نام­های قدیمی و برگرداندن نام­های فراموش شده تلاش نمایند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:20  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

عبدالسلام بزرگ‌زاده

ما لولؤي بهر لامكانيم

             در بند صدف نهان نمانيم

سرچون زصدف برون برآريم

                 خورشيد نهان آن جهانيم

اسرار قديم ذوالجلاليم

             پوشيده نه‌ایم و در عيانيم

بنگر تو مرا به ديده ی ما

             كز وصف نشان بي‌نشانيم

هردم قدحي ز دست ساقي

        نوشيم و به محرمان چشانيم

آن را كه دهيم جرعه از آن مي

             ني مي‌شكنيم نه خود ستانيم

ما راست و مسلم اي محمد

        مائيم و خدا قلندرانيم

سيد محمد معروف به خواجه قلندر‌ مرشد‌جي(واجه مرشد) ابن سيد موسي ابن سيد شهداد ابن سيد واعظ ابن سيد بابا علي ابن سيد بابا كمال ابن سيد بابا جمال ابن سيد مردان شاه معروف به بابا‌ علي شاه مردان با واسطه­ی 26 پشت به حضرت علی(رض) می­رسد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:9  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

جلال الدین گرگیچ                  alisingak@yahoo.com

اشک فرو چکیده بر لاله گون دویده

درد دلی شکسته، خاری به پا خلیده

دیوانگی همیشنت گِند می دلا، ریشنت

در فرقتت شب من تاریکِ بی سپیده

درمان نبوتَ دردُن،من دل پرشته سردن

خشکیده اشک چشمم، با قامتی خمیده

من پشگِ ضعیپُن جولاهگِ زمانگ

بافیده از برایم تاری به جان تنیده

اَرسی نهِنتَ حوننت، سُهری بگند، چوننت

اشکی نه،خون مشکی بر گونه ام چکیده

هِچ کَس نَکنت یاتُن، من دل پَه شَیر داتُن

یک مونس است همانا دیگر کسی ندیده

نانی که پکّتن من چنڈی تَه سِند شَه آیی

گفتم مُلمع این است، زین گونه کس شنیده؟

اسبی جهان ،یعنی ؛شعری بگو زمانی

دردت بگو نهانی بر صفحه ی جریده

وشِی نهنت ک چشین ، درد و غمانَ کشین

این لب به جز هلاهل دیگر مگر چشیده؟

هنون من نبیسین دل بی کرار و حوننت

چون ماهی به خشکی قلبم شده تپیده

بُشکین جلالَ وانی کی می غمانَ زانی

از نارفیق دانی، در گوشه­ای خزیده

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:7  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

عثمان صالحی

مدتی در حیرت بودم که چگونه ساکنین اولیه (مکران) با خشکسالی و دیگر خشم­های طبیعی در این اقلیم زندگی می­کردند. بعد از بررسی به این واقعیت نزدیک شدم که بدون چهار موجود و     تلاش­های سخت خودشان، هرگز زندگی با آن شرایط سخت ممکن نبوده است.

 1-درخت خرما، 2- درختچه ی داز، 3- شتر، 4- بز.

     تا قبل از ورود ماشین و ایجاد راه­های ارتباطی جدید، 70درصد غذای مردم مکران، خرما بوده است. بعضی از مردم که در دره­ها و کوه ها به صورت اندک زندگی می کرده اند، غذایشان نزدیک به 100 درصد خرما بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:6  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

رَمَگءَ در کـن، واڑا دوش

تَرّیں لَٹے، جنگلءَ کپتگ

آسءَ نہ سُچ ایت، آپ نہ وارت

گیپت تے مچاچءَ، جنت تے ڈگاراءَ

آسءَ پَـتکگ، گوشتءَ درَ تکگ

میتگ لَڈّ ایت بُنژو سَـر ھَمود اِنت

چاچا مچاچا، گیپت تے مچاچء، جنت تے ڈگاراء

گونڈیں آپی، آپءِ سَرا مُرگے، آپ ھُش اِیت، مُرگ مِراِیت

دو سیاہ ماراَنت، بندءِ سَرا واب اَنت

سُھرین نَرازے، نَمبَگءَ وَپتگ

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:5  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

گفت­و­شنودی مشترک با جناب آقای سعید احمد کرد سردبیر ماهنامه دوزبانه بلوچی-براهویی "نوای بولان" و آقای دُرجان پرکانی مدیر پژوهشی دانشکده زبان بلوچی دانشگاه کویته و سردبیر ماهنامه های بلوچی "کونٹ "­و­"نوکاف"

سعیداحمد کرد          saeedkurd@yahoo.com

درجان پِرِکانی          durjaan@yahoo.com

این گفت و شنود دوستانه دوشنبه 1/9/1389 در محل مهمانسرای مهندسی با میهمانان گرامی که طی هیئتی از دانشگاه بلوچستان کویته پاکستان آمده بودند، توسط محمد اویس پیام به بلوچی انجام شد.

با سلام و خسته نباشید لطفا در مورد وضعیت کلی زبان و ادبیات بلوچی و وضعیت آن در پاکستان توضیح بفرمایید:

بلوچی، زبان بزرگی است که در پاکستان، سیستان و بلوچستان ایران، ترکمنستان، امارات، نیمروز، هلمند و لشکرگاه افغانستان بدان تکلم می­شود.

اما در پاکستان، بلوچی یکی از زبان­های بزرگ است. در پاکستان، چهار زبان وجود دارد؛ بلوچی، سندی، پشتویی و پنجاپی. به این زبان بخصوص در دانشگاه کویته اهمیت خاصی داده می­شود. در این دانشگاه، بخش بلوچی وجود دارد که بر روی زبان تحقیق و پژوهش انجام می­شود. در رشته­ی بلوچی دو دکتر به نام­های دکتر عبدالصبور بلوچ و خانم دکتر زینت صبا و اساتید بسیارِ دیگری با مدرک کارشناسی ارشد زبان و ادبیات بلوچی فعالیت می­کنند. بلوچی در این دانشگاه به­عنوان یک رشته­ی تحصیلی در دانشکده­ها وجود دارد.

آیا در دیگر دانشگاه های پاکستان هم بلوچی تدریس می­شود؟

بلوچی به­عنوان یک رشته­ی مجزا، تنها در کویته وجود دارد، اما    به­عنوان واحد درسی در دیگر دانشگاه­های کشور -از جمله در دانشگاه علامه اقبال اسلام آباد، قائد اعظم و...- ارائه و تدریس  می­شود. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:4  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

       سيدگرگيج

مني ارواه ءِ چيهال ءَ،

نزانت كسے،

گناهے انت

يا

توارے بے برمشيں ،

گيدي ءِ جهلانكيں زردءَ ،

پيچيت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:2  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

بوی دل انگیز عنبر و عود که نخلستان را به دوچاپی وا دار کرد

 در نخستین روز زایش ستارگان درخشان قلب زمین.

با دو چشم خیس خویش دیدم، پرواز نغمه های«لادو» را در اشکریزان ابرها.

حریر آبی رنگی آغشته به کلمپر،

آن­سو تر نیز نقش ظرایف سوزن دوزی،

و این نزدیکی شادمانی سالونک در جوار گر،

به راستی مرا بس شیدا می کند.

آسمان همیشه ارغوانی تر از همیشه.

با تبسم می نگرد.

نه ای مرد، با این همه، غریبگی را بشکن

 که قدم این هایت بر چشمان زمین نقش بسته اند؛

و در جای جایی رد پاهایت مروارید رسته است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:1  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

دکتر علی شریعتی      

تو هرچه می خواهی باش ، اما ... آدم باش!!!

چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها است كه به این مردم،

!!! آسایش و خوشبختی بخشیده است

مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟

 پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی

امروز گرسنگی فكر ، از گرسنگی نان

فاجعه انگیزتر است

برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به "نفهمیدن"

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:1  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

عبدالوهاب ايراندوست ( آريا بلوچ)

ماں شاه عباس اول صفوي ءُ شاه سليمان صفوي ءِ وهداں يك گلے چہ مكران ءِ دیم پہ کرمانءَبرگ بنت پاگواجہ ءُ كماشان اش ماں كرمان ءُ يزدءَ  بنديگ کنگ بنت ءُ سال ءِ سرءَ چہ مكران ءَ سُنگ (ماليات) گرانت ءُ انچوش پیسری بنديگاني جاه ءَ دگہ پاگواجہ كماش مٹ ءُ بدل کنگ بنت. اے رواج تا چنت سال ءَ حكومت ءِ وهدءَ بلوچستان ءِ سُنگ (ماليات) گرگ ءِ هاترا برجم دارگ بوتگ. كرمان ءِ راجدپتر سالاريہ مہ سنہ 1291 هـ ق نوشتگ كہ اے وهدءَ مكرانياني ميتگ ماں كرمان ءَ گواشير نام ءَ بوتگ ءُ يزدءَ مكرانياني ميتگ باگ ءِ كيچ ءِ نام ءَ زانگ بيتگ.  ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:0  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

جناب آقای هدایت­الله میرمرادزهی

انتصاب شایسته­ی شما را به سمت فرمانداری نیکشهر تبریک گفته برایتان توفیق خدمت­گذاری روز­افزون آرزومندیم.

**********

جناب آقای محمد اکبر چاکرزهی

انتخاب جنابعالی را به سمت فرمانداری سراوان تبریک می­گوییم. امیدواریم همچنان در خدمت به مردم خود موفق باشید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:58  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

محمد چاکری

من مَزن باں ڈاکترے باں- منی بلاھین واھگے کہ من ڈاکتری بہ بان منی بازارءِ گریبءُ بزگر باز اَنت، من ایشانی عِلاجءَ مُپتءَ کناں- ایشاناں اَگاں دواءُ درمانءِ واستہ زَر مَہ بیت من دواءُ درمان ھم ایشاناں دِیاں- پمیشکا من لوٹاں کہ من ڈاکترءِ  بہ باں- من وتی ماتءِ گپاں ھمے واستہ  زوراں کہ منی مات منءَ شَرّیں سرءُ سوج کنت ءُ اگاں  من وتی ماتءِ گپّاں بہ زوراں، الَّمءَ من ڈاکترے باںءُ وَتی وابءَ سرجَم کُت کناں، وَتی بازارءِ مردمانی کمکءَ کُت کناں...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:54  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

شپ تَہار ماہ اِنت سارباں گار انت

دیریں راہانی کاروان گار انت

کِینگ ‏‏ءُ کَست ءَ چو کُتگ جاگاہ

مہرءِ بازار ءِ مہربان گار انت

چَہ شدءُ تُنّءَ کَہرین ڈُکـّالءِ

لَسّھین آھوگ سَرشَماں گار انت...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:53  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

منت وارین که ما را ای وهد تاکء چاپ کنگا تهنکااش نهشت.

دکتر سپاهیان، دکتر سنجرانی، حاج امیر کردی ، 

 واجه رضازهی، دکتر بهمن کرد ، مهندس مهرالله ریواز، 

 استاد عبدالودود سپاهی، راحله سپاهی، دکتر شه­بخش ، 

 اسماعیل نورمحمدی، ناصر کردی، دکتر محمودزهی،

کریم مرادزهی، الیاس ملازهی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:52  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

بلوچ راجءِ گلزمین سرا ازین نامدارءُ و زانتکار و  شه­سساء (دانشمند) پیداگ و گاربوتگ انت که تان سالان سال مئی راجءَ پرایانئ سرا پهر بستگ و شادهانی اِش کُرتگ و گوں آیانی بیگواهیءَ دلپروش کهر و دل گران بوتگ انت مئی راج دپتر(تاریخ) زرین تاک په وتی زانتکارینی که گون تی علمءُ زانت، شوهازءُ فکرمندی مُلک و راجءِ دیمروی جهدش کرتک گواهی دنت که وتی راجی ذمه­داری اش پیلو(کامل) کتُک. بازانت نامدارانی که زی مان اے خاکءِ سرا رهشونی­اش داتگ و مروچی چه مئی نیامءَ چیِست بوتگ انت و نام و توارش مان دلانی توکا زندگء و نمیرانت چاکر، گوهرام، ملا فاضل، ملا نورمحمد، سید هاشمی ، گل خان نصیر، مولانا عبدالعزیز، مولانا محمد عمر، جام دُرک، واجه مولانا روانبد و دگه بازین بی مٹّ بی مثالی زانتکار و شه سساء که تا کءِ رد و بند اجازه ندی انت که آیانی نامءَ اِدا بیارین،...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:49  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

مَنى    هوٌست    ءُ    مَنى  اُمّـيـت  ،  تـَئى

ميت  تـاثيـح  لـد  ءُ   نيلبوٌمـيـح    زِر  اَنت

هانـُل   ءِ    دْرَد  دْرَديح   دَرداح   اَنغَت!

تـَئى  دْرِكّـوٌ ك   ءُ   دْرَديح   دَرد  ثـِر اَنت

خوٌن  سـَغّ آح  مـَن كـِه دُض مـِن  ثـَه  غَلئ

تـَئى  بـَهــار   ءِ   غُلـيـح   زَمـبـان  غـِر  اَنت...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:48  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

نام و نیم­نام(فرهنگ نام های بلوچی) عبدالعزیز دولتی بخشان، تهران؛ پازینه، 1388

قیمت کتاب: 4000 تومان

تعداد صفحات: 184

در مقدمه­ی کتاب، پیشینه­ی تاریخی بلوچستان و موقعیت جغرافیایی آن ذکر شده و نیم­نگاهی به خط و زبان بلوچی انداخته شده است. ضمن این که شکل پیشنهادی جدیدی برای خط الرسم بلوچی ذکر شده است.

اما قسمت اصلی کتاب که در آن به نام­ها، تأثیر عوامل مختلف در نام­گذاری و ... پرداخته شده است؛ در ابتدای کتاب، نوعی  دسته­بندی اعمال شده و ابتدا نام­هایی آورده شده­اند که در آن­ها از اسم جلاله "الله" و مشتقات آن استفاده شده است، سپس "محمد" و دیگر القاب پیامبر(ص) و نام دیگر پیامبران، نام­های برگرفته از نام درختان و بوته­ها و گل­ها، نام حیوانات، واژه­های ماه، خورشید، ستارگان و صورت­های فلکی، مشاغل، سنگ­ها، رنگ چهره، عطریات، واژه­های شاه، هاتون، بی­بی، ناز و... آورده شده­اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:47  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

معرفی سایت:

سایت مذکور که توسط انجمن فرهنگی یوروبلوچی طراحی شده است، همانگونه که مشاهده می­فرمایید، دارای بخش­های مختلف و بسیار مفید علمی در ارتباط با زبان و ادبیات بلوچی است که برای همه اقشار بالأخص محققان و علاقه­مندان به کار در زمینه­ی زبان و ادبیات بلوچی بسیار مفید است.  

 همانگونه که در تصویر فوق مشاهده می­کنید، این سایت دارای قسمت­های زیادی است از جمله: آموزش الفبای بلوچی، گرامر بلوچی(که خود شامل بخش­های متعدد است)، دیکشنری آنلاین چندزبانه بلوچی- فارسی- اردو- انگلیسی و...  که هنوز کامل نیست و نیاز به کار دارد، اما در نوع خود بسیار جالب است.

 بخصوص که برای غنای بیشتر مجموعه، این امکان برای خواننده ایجاد شده که در قسمتی تحت عنوان صفحه کاربر، لغت، اسامی بلوچی و ضرب­المثل اضافه کند.

 ذکر این نکته خالی از لطف نیست که سایت­ها و وبلاگ­های زیادی وجود دارند که در خود فرهنگ لغت بلوچی-فارسی آنلاین دارند از جمله وبلاگ زیر، که صد البته نیاز به کار فراوان دارد و اکنون تنها در حد یک ایده است که از آقای دهواری تقاضا می­شود در غنای آن بکوشند.

www.diction-baloch.blogsky.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:43  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

عبدالسلام بلوچ زاده     زبان و ادبیات فارسی 85    

لونجیں گڑیال (ساهت) شپء 2ءَ پیش داشت. مهناز سر چه کتابءَ چست کرت ء کتابء یک گورے ایر کرت. هَور نرم نرم شنزان ات. مهناز تاگء پچ کرت ء وتی سرء در کرت ء ڈنّء چارات. هورء ترمپ آئیء دیمءَ لگّت انت. ترمپے هور چه مهنازء مودان لونجاں بوت ء لهم لهم چه آئی ء انارکان(گونه) لگشت ء آئیء لنٹانء نیامءَ جاگه گپت. مهناز وتی لنٹانء پرهت ء ترمپ آئیء لنٹانء سرا تالان بوت.

نمبیں هاکء بوّ... سبزگء بوّ... هورء بوّ... آئیء وتی ماتء هلکء ترانگاں برت. دمانی وتی هیالاںء جهلیں زرء بُڈّ ات. هیال کپت وهدے شهدربرجاهء(دانشگاه) زورگ(قبول) بوت ات هلکء جنیناں رمب، رمبء یهت انت درهاتوں مهنازء ماتء لوگء گوشت اش: "هان... درهاتوں تئی جنک شهدربرجاهء روت وانیت، ترا چون دلء بيت دوریں شهرے دیم بدے."...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:41  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

احمد ریگی (مرادزهی) مدرس دانشگاه پیام نور خاش

serajahmadmtr@yahoo.com

 از مهم­ترین شاخصه­های بلوچستان، تفتان است که برای مردم آنجا اسطوره­ای مهم تلقی می­شود به طوری­که آن­را زنده می­پنداشته­اند و آن­را منشأ بسیاری از امورات (مانند صاحب فرزند شدن و...) می­دانسته­اند و مهم­ترین سوگند برای مردم آن­جا سوگند به تفتان بوده است. در این نوشته برآنم تا یکی از موارد مربوط به فرهنگ عامه تفتان به نام " آیین سوگند نال" را معرفی نمایم، گرچه این آیین در دیگر مناطق بلوچستان با بیش و کم تفاوت­هایی رواج دارد.                                                               

چنانچه فردی را مرتکب جرمی از قبیل سرقت ،جنایت و... بدانند که فرد متهم آن عمل را انکار کند، یا اینکه اختلافی میان دو نفر رخ دهد(مانند مرزبندی زمین های کشاورزی)، در این صورت  فرد مظنون یا مدعی علیه را اصطلاحا "نال" می­دهند و چنانچه  متهم زنی بوده که مورد اتهام واقع  می­شده یکی از مردان بستگانش به نیابت از وی  نال می­خورد. روش نال دادن به چند صورت انجام می­گیرد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:39  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

پہ ھستیءُ سیری

ستر تو مزن بے

بہ جکس ایت جھانءَ 

تۓ نام چاریں کنڈاے

پہ نیستی و واری  

ستر گار بباں من

مہ زانت ماں جھانءَ 

منی نامءَ کسّی

بلے ما را ھجبر  

پہ مالءَ ءُ گنجءَ

 گل وگم نہ لوٹ ایت  

چو ھستیء مٹ نیست و نالت پہ نیستی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:37  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

اگان توانیت بوانیت،

 

 گڈان الّم بزانیت که

 

توانیت بلکّ­ایت؛

 

هما پیم که هبرء کنیت،

 

 هما وڈ بلکّ­ایت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:36  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

عبدالبصیر شهنوازی   (با تصرف)

گلچینی از اسامی اصیل بلوچی(زنانه)

آسکو

سنّاز

گل­هاتون

ملوک­هاتون

آهوگ

شاری

گلی

مه­بانو

بلور

شاه­پری

گَمناز

مهتاپ

پریناز

شاتو

گنج­ملک

مهرانگیز

تارِن

شدری

گنجی(گنجل)

مهرناز

چاهیک

شمسان

گوهر(ناز)

مهرین

درّس

شمسی

لالین

مه­گنج

زاپُران

شهربانو

ماه­پری

مه­ملک

زامر

شهناز

ماه­دیم

مهناز

زرناز

گراناز

ماه­گل

میرم(هاتون)

ساران

صدگنج

ماهین (ملک)

نازان

سبزل

گِسِد

مدینه

نازگل

سداپ

گل­اندام

مِستاگ

هاتون­ملک

سانا

گلپری

مکّه

هانگل

سبزو

گلناز

ملکان

هانُل

سدو

گل­نساء

ملک­ناز

هانی

 

گلچینی از اسامی اصیل بلوچی(مردانه)

آدینگ

سراج

کمالان

مرید

باران

سهراب

گمگزار

نصرت

دلارام

سوالی

گهرام

نِهِنگ

دلبر

سید

لشکران

نواز

دلپسند

شهباز

مراد

هتا(محمد)

دلپلّ

شهمیر

مزار

همبل

دلمراد

شهدُرّ

مِسکان

همّل

دلوش

شهمراد

مهردل

هوتان

دودا

شهنواز

مهیم

هیبتان

دینار

شیردل

میار

وژدل(وشدل)

زلپی

شیرمحمد

میردل

ویداد(ویدی)

زمان

گل محمد

مِیّا

ملک

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:35  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

با سلام خدمت جناب آقای دکتر بندریان، لطفا خود را مختصرا معرفی نمایید:

 با سلام اسفندیار بندریان هستم عضو هیئت علمی نیمه­وقت دانشگاه آزاد اسلامی واحد زاهدان. در سال  1319 در شهرستان میاندوآب به دنیا آمدم و تا سال1340 تحصیلات دوره­ی ابتدایی و دبیرستان را در همان شهر و ارومیه به پایان رساندم. در سال 1340 به استخدام شغل آموزگاری در آموزش و پرورش و تحصیل لیسانس در رشته­ی جغرافیای محض در دانشگاه تبریز شدم. از سال 1349 تا 1352 در شهرستان مشکین­شهر آذربایجان شرقی دبیر جغرافیا در آموزش و پرورش آن شهر بودم. و از سال 1353 تا 1355 همراه با شغل دبیری، دانشجوی رشته­ی جغرافیای انسانی و اقتصادی در فوق لیسانس در تهران مشغول کار دبیری و دانشجویی بودم. از سال55 تا 58 عضو هیئت علمی در دانشسرای عالی زاهدان به تدریس جغرافیا مشغول بودم و در سال 58 از طرف وزارت علوم و آموزش عالی به عنوان دانشجوی بورسیه به کشور فرانسه عازم شدم. مدرک دیپلم عمیق یا D.E.A را از دانشگاه سوربن پاریس اخذ کردم و سپس در دوره­ی دکترای آن دانشگاه پذیرفته شدم و مشغول تهیه­ی دکترا بودم که بورسیه­ی تحصیلی­ام به علت مشکلات مالی و سیاسی اوایل انقلاب اسلامی -مثل دیگر دانشجویان- قطع گردید و از طرف دانشسرا مجبور به برگشت به محل خود در زاهدان شدم. در سال 65 تا 69 همراه با تدریس در زاهدان، دانشجوی دوره­ی دکترا در دانشگاه آزاد تهران بودم. پس از گذراندن واحدهای درسی و امتحان جامع در  رشته­ی جغرافیای طبیعی بعد از وقفه­ی تحصیلی، به جهت درست شدن بورسیه، دوباره به کشور فرانسه رفتم و از سال 71 تا 77 به مدت 6 سال در دانشگاه رنس فرانسه مشغول به تهیه و نوشتن تز دکترای خویش بودم. در سال 78 در آن دانشگاه از تز دکترای خود در رشته­ی جغرافیا گرایش آمایش شهری دفاع کردم. در همان سال به محل خدمت خود برگشتم و در سال 85 از دانشگاه سیستان و بلوچستان بازنشسته شدم و از آنجایی که قبلا در راه اندازی رشته­ی جغرافیا در دانشگاه آزاد فعالیت داشتم و از سال 70 به صورت نیمه­وقت در دانشگاه به تدریس و همکاری با معاونت پژوهشی مشغول به کار می­باشم.

در مورد تحقیقات و فعالیت­های خود بالأخص در مورد استان توضیح بفرمایید:

تحقیقات:

ـ سنجش کمی و کیفی منابع آب بلوچستان، مرکز تحقیقات و پژوهش دانشگاه س و ب، زاهدان،1374

ـ طرح جامع دانشگاه س و ب، مرکز تحقیقات و پژوهش دانشگاه س و ب (کار مشترک)، زاهدان 1379

ـ رشد و توسعه­ی سریع شهر جوان زاهدان در منطقه­ی صحرایی ایران(تز دکترا) در فرانسه 1379...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:31  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

مردم سه دسته­اند:  گروهی آنچنان در بند نانی

خشک­اند که نمی­توانند بفهمند؛

گروهی درک آنچنان برایشان دردمند است که

 ترجیح می­دهند چشمان خود را ببندند تا

نبینند و نفهمند؛

دسته­ی دیگر آنچنان اسیر جاه و شکم­اند که

پرده­ای فهم و درک آنان را پوشانده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:27  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

دکتر بهمن کرد

bahmanpsy@gmail.com

دین می­تواند به­عنوان مجموعه­ای از اعتقادات تعریف شود که این  اعتقادات با علت، طبیعت، هدف از زندگی و عالم مرتبط هستند. این اعتقادات به­عنوان یک نکته­ی فراطبیعی مشخص مورد توجه قرار       می­گیرند و موجودات انسانی به این اعتقادات که مقدس، معنوی و ابدی هستند، احترام می­گذارند.

به­طوری­که یکی از معروف­ترین دانشمندان در حوزه­ی دین به نام «کوئینگ»(2001) دین را به­عنوان یک سیستم سازماندهی شده از عقاید، اعمال و نشانه­های طراحی شده جهت نزدیکی به خدا، قدرت بالاتر، واقعیت و نهایت صداقت تعریف می­کند.

مطالعات علمی نشان داده است که معنویت و اعتقادات، به­صورت تنگاتنگی با سلامت در ارتباط هستند که این سلامت می­تواند جسمی یا روحی و روانی باشد در عصر حاضر توجه به دین و تأثیر آن بر سلامت از سال 1960به­صورت علمی و آکادمیک مورد توجه قرار گرفت.«راجرز و همکاران »(2010)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:26  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

دکتر موسی محمودزهی عضو هیأت علمی دانشگاه ایرانشهر

 braataan@yahoo.com

بعضی از نمودهای مهم فرهنگ عامه مردم بلوچ که جزو فرهنگ قومی شده­اند، در قالب چهل عنوان در اینجا به­صورت مختصر معرفی می­شوند. هر کدام از این مقولات شرح و بسط بسیاری دارد که علاقه­مندان را به مطالعه بیشتر در مورد آن­ها تشویق می­کنیم.

هَتُک: خورش گوشت که با ادویه، پیاز و انار­دانه ترش  تهیه می­شود، معروف به "هتک بلوچی" است.

چنگال: شیرینی است که از ترکیب آرد، روغن و خرما با افزدونی­های دیگر تهیه می­شود.

شیلانچ: نوعی کشک  معمولی که از ماست ترش جوشانده به دست می آید، معروف به "شیلانچ بلوچی" است.

روگِن: روغن حیوانی که به نحو خاصی فرآوری می شود، معروف به "روگن بلوچی" است.

تباهگ: گوشتی که به آن نمک، مقداری ادویه و انار دانه­ی ترش کوبیده شده زده می­شود و خشک می­گردد ودر هوای آزاد به مدت چند ماهی  قابل نگهداری است. معمولا با  آن خورش درست می شود و یا به­صورت استامبلی مصرف می گردد؛ این گوشت معروف به "تباهگ بلوچی" است.

جرّ و دار : به داروهای گیاهی گفته می شود.

باجی: جدا کردن سهم همسایه از خوراک آماده شده و یا گوشت خام و تحویل آن به همسایه را "باجی"می­گویند.

پابُندی: پروار کردن گوسفند و ذبح آن به­منظور استفاده کامل از پیه و گوشت آن در مدت چند هفته یا چند ماه در بلوچی معروف به "پابُندی" است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:24  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

jafarhashemy@yahoo.com  جعفر هاشمزهی

"بهارگاه" واژه­ای­ست که هنگام صحبت از شروع بهار و نوروز و سال نو ذهنمان را متوجه خود می­کند. بهارگاه در بلوچستان اصطلاحا به رویش زمین، زاد و ولد حیوانات اهلی و کلا فروانی نعمت که در فصل بهار رخ می­دهد، اطلاق می­شود. همانطور که می­دانیم در گذشته­ای  نه­چندان دور اکثر جمعیت کشورمان را کشاورزان روستایی و دامداران کوچ­­نشین تشکیل می­داده­اند که امروزه به­دلایل مختلف فاصله­ی مردم با این نوع زندگی تغییر کرده و رنگ و بوی صنعتی به خود گرفته است.

این نوع زندگی جدید بسیاری از رسوم و آداب زندگی مردم را تحت تأثیر مستقیم یا غیر مستقیم خود قرار داده است. در اینجا به یکی از سنت­هایی که اکنون به فراموشی سپرده شده است، می­پردازیم.

در هر نقطه­ای از ایران نوروز به شکل خاصی ظاهر می­شود. در جایی با حضور فردی افسانه­ای به نام "عمونوروز"، در جایی به شکل سفره­ی هفت­سین و دیگر مراسم سنتی که در کشور رواج دارد.

در بلوچستان، خصوصا نواحی شمالی که مردم اکثرا زندگی کوچ نشینی و دامداری داشته­اند، نوروز را با مراسم "شیرنوک" جشن گرفته و آغاز می­کرده­اند.

در ابتدای، بهار مردم هر محله(هلک) در خانه­ی ریش­سفید    محله­ی خود جمع می­شده­اند. از آنجایی که همه دامدار بوده و بهار هنگام زایش گوسفندان و زیاد شدن شیر آن­ها می­باشد، از روزها قبل از شیرنوک، مردم در خانه­های خود که غالبا سیاه­چادر(گِدام) بوده­اند، اولین شیرهای سال را از گوسفندان می­دوشیده از آن ماست تهیه کرده در مشک­ها(هیزّک) جمع می­کردند تا روز شیرنوک فرا رسد. در این روز هر فرد یک کاسه­ی بزرگ از ماست گوسفندان خود به دست گرفته در  خانه­ی ریش­سفید و بزرگ محل جمع می­شدند و پس از مراسم دعایی که برای آبادی سال و زیاد شدن تعداد و شیر گوسفندان می­شد، هر کس از ماست خود به همسایه­ی خود می­داد تا به­وسیله­ی این بخشش سالی پربرکت را آغاز کند. مردم، آن روز را تا هنگام شب دور هم سپری می­کردند و معمولا هر چند خانوار در خانه­ی یک نفر جمع می­شدند و به داستان­سرایی و شادی می­گذراندند. از روز بعد، مردم اجازه داشتند که از شیر و روغن و دیگر مایحتاج خود استفاده کنند. ضمن این­که در روز بعد، اولین روغن را در بین همسایه­های خود تقسیم می­کردند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:19  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 


گون الله ء پاکین نام

سلام  په پهکان که په وتی زبان و دودوربیدگ

کار و تلّاش کنیت: منتگ مبیت.


سول شمی وتی ماهتاک انت. شماره 3 نشریه

 

بلوچی فارسی سول انشاءالله پیسر چه

نوکین سال شنگ بیت.


هر ودی که توانیت(مطلب، کمک مالی و...)

 

ما را مدت کنیت تان که بتوانین سولء چاپ و

 

 شنگ بکنین. شمی راهچارین...

 برای ارتباط با مدیرمسئول سول میتوانید ترجیحا

 

از ایمیل spayam63@gmail.com  و در

 

 صورت نیاز از شماره تلفن 09159916481

 

استفاده کنید. ضمنا مطالب دو شماره گذشته سول

 

 را می توانید در وبلاگ حاضر مطالعه فرمایید.

 

خلاصه مقالات نشریه، نسخه طراحی شده برای موبایل:

 

www.sawlm.blogfa.com

 

باز باز منت وارین

+ نوشته شده در  شنبه 14 اسفند1389ساعت 8:22  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

گون الله ء پاکین نام

مستاگ                مستاگ

سول 3 با مطالب جدید و جذاب چاپ و منتشر شد.


وجه تسمیه شهرهای بلوچستان


معرفی 40 مقوله از نمودهای فرهنگی مردم بلوچستان 


مصاحبه، شعر، داشتان، جدول بلوچی و... 


تنها جزئی از مطالب موجود در این شماره اند.


 

سول شمی وتی ماهتاک انت.


هر ودی که توانیت، ما را مدت کنیت.


 

 برای ارتباط با مدیرمسئول سول میتوانید ترجیحا

 

از ایمیل spayam63@gmail.com  یا آیدی tanhamop

 

استفاده کنید.

 

 باز باز منت وارین

+ نوشته شده در  شنبه 14 اسفند1389ساعت 7:29  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

سبحان الله و بحمده سبحان الله العظيم

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 مهر1388ساعت 2:16  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

دوستی به نام دهواری صاحب وبلاگ http://dehvary.blogfa.com/ مطلب زیر را در نظرات سول قرار داده بود که آن را در وبلاگ قرار دهم که عینا کپی شده است.

 بلوچی زبانۓ پرباد

   إش چؤداں که ماں مۓ گل زمین ایراني تها بلوچی زبانۓ وانگ ؤ نبیسگۓ جاگه إ نیست إنت اؤ هر چه هست ؤ نیست مۓ هم إ دپ په دپی گپّ ؤ تران إنت که سینءَگ په سینءَگءَ گرد إنت اؤ په دگران‏‏ءَ رس إنت، اؤ چه دگه دیم إ مۓ وانوگران چه بلوث إنت اؤ چه ملوث إنت گؤن دگ‏ءَ لبزانی گپّ ؤ گال هور تهور بوتگ إنت، إ پیم که بلوچی زبانءَ کم کم وتهی جاگهء َ په دگءِ زبانان داتگ اؤ بلکّل شموشگ بوتگ؛ إ ترس ؤ بیمءَ روت إن که تاں آیوکین چنت سال دگءَ چه مۓ ماتهی زبانءَ هّچ پد ؤ رندإ ممان إیت. بلوچی زبان چه یک دیم إ گؤن پشتؤ اؤ پارسی دری - چه یک دیم إ گؤن اردو اؤ سندی اؤ پنجاپی – چه یک دیم إ گؤن عربی اؤ انگلیسی اؤ چه دگءَ دیم إ گؤن پارسی بّر وارتگ اؤ هؤر بوتگ . ماں مۓ هند اؤ دمگءِ تها بلوچی گپانۓ یل دیگ اؤ دگءَ زبانۓ گپانۓ زورگ یک شّرین کارإ بوتگ که إ یکّءِ چه ما آپت ؤ نادراهیءِ علامتّ إنت. إ مۓ اؤ شمۓ ذمّه واری إنت تاں په وتهی ماتهی لبز ؤ زبانۓ دارگءَ جهد اؤ کؤشست بکن إین اؤ اوّل ماں جندۓ لؤگ ؤ دوار آیرءَ پکار بگرإین گّڈا چه وتهی نزدیک إین سیاد ؤ وارثان بلوٹ إین که هنچؤ بکن إنت. په هم إ بابتءَ چنت سادگ إین اؤ آسان إین رد ؤ رهبند شمۓ نیمگءَ پیش کنگ بیت: یکّ : بلوچی رادونۓ برنامگءَ دلگوش کن ‏أَگ که هر شپی 8 شنگ ؤ تالان بیت. دو : بلوچی نبشتانک اؤ لبزانکانی وانگ ؤ آیانی کدیمی گپ اؤ گالۓ یاد گرگ. سۓ: گون بلوچی زبانءَ حّط ؤ نامگۓ نبیسگ اؤ شنگ ؤ تالان کنگ په وتهی دؤست ؤ سنگتان هؤرگؤن موبایل ، ایمیل اؤ یا وبلاگ . چار: بلوچی بتل ؤ متلانۓ یاد گرگ اؤ پکار بندگ . پنچ: پیرإین مهلوکانی کّر ؤ گورءَ نندگ اؤ آیانی گپانۓ دلگوش دیگ هنچو که پیرؤک ؤ واجه اؤ بّلؤک ؤ بی بی .

( شمۓ منّت وار : مریدان سلطان بابا حاجی )

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 مهر1388ساعت 11:44  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

به نام او، با یاد او، برای او

 

 

صاحب امتیاز و مدیر مسئول و سردبیر:

 

محمد اویس پیام     ۶۳@gmail.com  spayam

 

  سردبیر بخش بلوچی:

 

عبدالسلام بلوچ زاده

 

با تشکر از:

 

 دکتر محمود زهی، گل محمد درازهی، عبدالناصر ملازهی، سلمان پيام،محمدعلمی

 

طراح پشت جلد:عبدالله کریمی

 

تایپ، ویرایش وطراحي صفحه: محمد اویس پیام

 

عکس روی جلد: کوه مینیاتوری(مریخی) واقع در چابهار

 

تصویر پشت جلد: قلعه سب و بخشی از جذابیت های استان

 

                                                                             نشانی: زاهدان – دانشگاه سیستان و بلوچستان

 

  sawl.magazine@gmail.com

 

  www.sawl.blogfa.com

 

09159916481  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 23:33  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

نمایه موضوعی:

پیش گپ...................................................................1

سخن دوست...............................................................3

راهکارهای توسعه ی بلوچستان.........................................3

بلوچستان در روزنامه ی ایران..........................................5

گفت و شنودی با جناب آقای صالح زهی............................8

گیاهان دارویی بلوچستان..............................................10

                             سیر تاریخی تعلیم و تعلم در بلوچستان..............................11

سب؛ معروف اما گمنام................................................12

هامون، من و تو همسایه ایم...........................................17

ریشه یابی ضرب المثل های بلوچی.................................19

ما می توانیم: تبریک و سخنی با معلم نمونه کشوری.............22

داستان ها و افسانه های کهن بلوچی(گسّدُک)....................24

معرفي كتـاب............................................................27

مطالب بلوچی: پیشگال، مرگکء دعا..............................28

مهرء سستگین دستونک، سهبء مرد...............................29

آزمانک: شومین آسر..................................................30

دل وتء بانور كتگ...................................................32

چاربند، دستونک.......................................................33

لچه: عجیب..............................................................34

مولانا روانبد؛ بلوچستانی سعدی.....................................34

اميت......................................................................36

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 23:28  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

پیش گپ    

محمد اویس پیام، خرداد ماه هشتاد و هشت

    

فرهنگ به مفهوم کلی گنجینه ای ست فوق العاده ارزشمند که اگر ملتی بخواهد راه ترقی همه جانبه را طی کند

 

و برای سرزمین خود افتخار آفرین شود، جز ارج نهادن به آن هیچ چاره ای ندارد. اعتماد به خود و هویت و

 

اصالت خود و احساس ارزش و شخصیت باعث تعالی فرد می شود و خود کم بینی و از خود بیگانگی فرهنگی،

 

سلاحی ست که ملت ها را از هم می پاشد و نابود می کند.

 

 

به علت گستردگی معنا، شاید نتوان یک تعریف جامع از فرهنگ ارایه داد. بهترین راه برای شناسایی و

 

دستیابی به هر موضوع کلی، مراجعه به اجزای کوچک تر آن است. خرده فرهنگ های موجود در هر منطقه،

 

نماینده ی فرهنگ  یک ملت و کشور هستند. اگر یک گردشگر به استان خراسان، سیستان و بلوچستان،

 

لرستان و کردستان مسافرت کند و آداب و رسوم آنها را ببیند، در مجموع   آن ها را با نام فرهنگ زیبای

 

ایرانی خواهد شناخت نه فرهنگ خراسانی، سیستانی و بلوچستانی، لری، کردی و... . در نتیجه اگر علاقه مند

 

به حفظ ارزش های ملی و فرهنگ زیبای کهن خود باشیم، به ناچار باید از خرده فرهنگ های موجود در

 

کشور و منطقه محافظت کنیم و برای تداوم آن ها هزینه کنیم.

 

به طور مثال ما فرهنگ اصیل و کامل ایرانی را در تهران و دیگر کلان شهرها نداریم و یا حداقل بقایای

 

سنن و ارزش های ملی که برای آن ها افتخار می کنیم، در حال اضمحلال و نابودی هستند. بنابراین ما ناچار

 

خواهیم بود برای یافتن فرهنگ اصیل و واقعی خود به خرده فرهنگ ها مراجعه کنیم؛ چرا که فرهنگ

 

ایرانی چیزی نیست جز مجموع فرهنگججهای ترکی، کردی، لری، بلوچی و... . به این معنی که اگر ما برای

 

احیای هر یک از این خرده فرهنگ ها تلاش کردیم، جزئی از فرهنگ اصیل و غنی خود را احیا و ماندگار

 

کردیم و بی توجهی ما نسبت به هر یک از آن ها یعنی انهدام بخش عظیمی از تمدن و فرهنگ ایرانی!

 

در این میان شاید نقش دولت ها و حکومت ها برای تداوم فرهنگ ها به اندازه ی اراده و تلاش خود مردم

 

تعیین کننده و مهم باشد. شاید به جرأت بتوان گفت تمام شرایط اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی مردم در

 

ارتباط مستقیم با شرایط سیاسی است که دولت ها برای مردم خود ایجاد می کنند. به یقین یکی از مهم ترین

 

اهداف ملت ایران از قیام در مقابل رژیم سابق و برقراری حکومت اسلامی، احساس خطر از سوی تهاجمات

 

فرهنگی بوده است که بر مردم آزاده ی ایران تحمیل می شد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 23:25  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

                               گردآوري: يونس كاووسي

z`»ysö6ߙ “Ï%©!$# t,n=y{ ylºurø—F{$# $yg¯=à2 $£JÏB àMÎ7/Yè? ÞÚö‘F{$# ô`ÏBur óOÎgÅ¡àÿRr& $£JÏBur Ÿw tbqßJn=ôètƒ ÇÌÏÈ   (یس-36)

تسبیح و تقدیس خداوندی را سزاست که همه ی نرها و ماده ها را آفریده است؛ اعم از آن چه از زمین می روید، و از خود آنان، و از چیزهایی که نمی دانند!

یزدان سبحان زندگان را به صورت نر و ماده آفریده است، زنده هایی که تعداد آنها را جز خدا نمی داند... . همانند انسان، گیاهان را نیز زوجیت بخشیده است، و بلکه گذشته از انسان ها و زنده ها و گیاه ها، همه چیز دارای نر و ماده و مبتنی بر زوجیت است.

گفتنی ست که امروزه با پیشرفت علمی بشر، اصل زوجیت و نری و مادینگی در گونهجهای مختلف زیستی اعم از حیوان و نبات به اثبات رسیده است. بنابراین، این آیه ی کریمه از معجزات علمی قرآن کریم به شمار می رود.

خداوند در جای دیگر از قرآن می فرماید : "و من کل شیء خلقنا زوجین لعلکم تذکرون".

ترجمه: از هر چیزی جفتی خلق کردیم؛ باشد که متذکر شوید.

کسی چه می داند؛ شاید این قانون زوجیت ساختار، در همه چیز جهان حتی جمادات وجود داشته باشد!

معلوم گردیده است که اتم کوچک ترین چیزی از اجزاء ماده که شناخته شده است، از دو جفت مختلف پرتوهای الکتریسیته فراهم آمده است. الکتریسیته ی منفی و مثبت که جذب یک دیگر می شوند و اتحاد پیدا میجکنند! حتی هزاران ستاره ی دوگانه مشاهده گردیده است که دو ستاره ی مرتبط به یکدیگر تشکیل داده اند و یکی دیگری را برجای و استوار می دارد و در مدار واحدی می گردند و انگار با نغمه های هماهنگی همراه و هم ردیف می شوند! این نشانه ی شناخت خدا و پی بردن به قدرت اوست که در زمین مرده حیات بر می دمد و برمی جوشد... .

در آیه ی مذکور، اولاً در($£JÏB àMÎ7/Yè? ÞÚö‘F{$#) انواع و اقسام نباتات را بیان نموده است، سپس در (من أنفسهم) انواع و اقسام نفوس انسانی را ذکر نموده است و پس از آن($£JÏB Ÿw tbqßJn=ôètƒ) شامل آن هزاران مخلوقاتی است که هنوز برای مردم کشف نشدهجاند.

خدا می داند که در زیر زمین و ژرفای دریاها و کوه ها به چه میزان انواع و اقسام حیوان و نباتات و جمادات وجود دارد!

- تفسیر نور ص925

- تفسیر ظلال القرآن ج5 ص 360و 361

- تفسیر صفوه التفاسیر ج3 ص 589

- تفسیرانوار القرآن ج5ص101

- تفسیر معارف القرآن ج11ص 399

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 23:23  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  |